چه کسی حجاب را سیاسی کرد؟
معمولا اولین پاسخی که به ذهن میآید رضا شاه پهلوی است. او از مدرنسازی آتاتورک الهام گرفته بود، اما دخالت خوی نظامیاش در ماجرای حجاب نحوی ماهیت سیاسی به پوشش زنان داد.
ولی پوشش زنان پیش از ۱۳۱۴ نیز با قدرت، خانواده، اخلاق، جنسیت و نظم اجتماعی پیوند داشت.
حجاب (پردهداری و پردهنشینی) پیش از ورود دولت مدرن به این مناقشه هم در مناسبات قدرت، خانواده و نظم جنسیتی جامعه قرار داشت. ساختاری که جامعه را نظمی عمودی میبیند و موجودات فرودست را بخشی / عضوی که باید آنقدر ذوب در فرادست باشند که فردیتشان به چشم نیاید.
کتاب دوجلدی جذابی وجود دارد بهنام رسائل حجابيه؛ شصت سال تلاش علمى در برابر بدعت كشف حجاب که مجموعه ۳۳ رساله و كتاب است كه از سال ۱۲۹۰ تا ۱۳۴۸ خورشیدی درباره حجاب نوشته شده و رسول جعفریان آنها را گردآوری کرده است.
در رسالات این کتاب میخوانیم که نویسندگانِ مرد، از یونان و روم و مسیحیت و یهودیت تا نویسندگان غربی معاصرشان تا علم روانشناسی تا آیات و روایات و حتی اصطلاحات انگلیسی و فرانسوی را به خدمت گرفتهاند تا از ضرورت پردهنشینی و پردهداری زنان در ساختار سنتی دفاع کنند.
بیش و پیش از حجاب مخالفتها متوجه آموزش عمومی علوم جدید به زنان است:
چندى قبل كه در نقطهاى سرگرم مطالعه جرايد بودم، ناگه در جريده معيشت ملی به مقالهاى برخوردم كه براى تعلّم دوشيزگان به حديث «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة»، تمسّك جسته كه با زبان نرمى، دختران را به تعليم كليه علوم اجتماعى و سياسى و غيره دعوت میكرد و چون منظور از حديث مزبور فوق علوم مخصوصهاى است... دانش زنان مقوّى روح اخلاقى آنها بوده، نه تحصيل مقدّمات سياسى و تكميل وسائل مشتهيات نفسانى باشد . معارف دوشيزگان بايد تدريس صيانت عناوين امانت ناموس زوج خود بوده، نه امور مربوط به سياست عالم؛ و در عصور ديرين نيز دختران بسى عالمه بودند ولى تعليم آنها فقط در قسمت تشريعى و مذهبى بوده، نه قوانين ليدريت اجتماع و كارپردازى مملكت . البته وقتى زنان از حدود وظايف تعليم خود خارج گشته و به امور اجتماعى بپردازند، از حجاب عصمت لازمه خود بيرون آمده و از فرط ضعف نفس هواى كرسى وكالت به كلّهء جامد آنان رسوخ خواهد نمود و بعد از آنكه بر خلاف ساختمان طبيعى دماغى خود به امور مهمه مملكت پرداختند، در آن وقت « نه بر مرده، بر زنده بايد گريست»...
از جذابیتهای بازخوانی امروزین رسائل حجابیه، توجه و تنبه به پیچیدگیهای فرهنگها و سوءتفاهمهایی است که در مواجهه با ورود قهری ایدهها، ارزشها و الگوهای فرهنگی از جامعهای به جامعه دیگر پدید میآیند. این رسالهها بهخوبی نشان میدهند که چگونه مفاهیمی مثل آزادی، آموزش، اشتغال و حقوق زنان، هنگامی که به بستر فرهنگی و تاریخی متفاوتی پرتاب میشوند معنایی متفاوت از معنای اولیه خود پیدا میکنند و مسائل بنیادیتر را پنهان میکنند.
تكليف زن براى كار كردن و تحصيل نفقه، همزمان با شغل خانهدارى و مشقتهاى منزل، ظلمى است كه « كسانى كه زن را زنده به گور میكرده و يا بعد از مرگ شوهر، او را به آتش میسوزاندند » با زن روا نمیدارند
در یکی از رسالات که متنی جدلی است پیرمرد ظاهرا عامی از جوان دانشجو میخواهد منظور از «آزادی زنان» را توضیح دهد:
منوچهر متحيّر شده چه بگويد . اگر بگويد مقصود آن است كه زنان هم مثل مردان به هر نقطه و هر شهر و ديار كه میخواهند بروند كه بهطور كلى با اصول زندگى بشر جور در نمیآيد و امر زناشويى مطلقا عملى لغو و بيهوده خواهد بود. اگر بگويد در همخوابگى با چند همسر و يا بارگيرى از هر جوانى آزاد باشند كه آن هم خيلى مفتضح و رسواست ؛ به علاوه موجب خونريزىها و قتلها و فاسد شدن نسل میگردد . اگر بگويد زنان هم بايد در طلاق دادن شوهران خودمختار باشند، آن را هم به خوبى از حسّ خودخواهى و بوالهوسى و كمظرفى و مكر و حيله و شيطنت اين جنس لطيف كه مشهور جهان است مطّلع بوده و میداند كه اگر اختيار طلاق با زنان باشد، هر بانوى روشنفكر و تحصيل كردهء صبور و حليمى، اقلا در هر شب سه چهار شوهر سالم و نجيب تمام عيار را طلاق خواهد داد.
درس امروز ما شاید این که مادامیکه زن در این متون «موضوع» بحث است، نه صاحب/ طرف بحث و درباره او سخن گفته میشود، برای او مصلحت تعیین میشود و حدود آزادی او تعریف میشود؛ مسئله و مصلحت خود اینجا و اکنونِ او نه دیده میشود و نه مهم است. در غیاب او هربار فقط ریشهها پشت برگ و باروهای متفاوت پنهان میشوند.
کتاب رسائل حجابیه را اینجا ببینید
@neocritic