📝 تابآوری؛ چگونه ادامه میدهیم؟
🔻نعمت الله فاضلی، 19 مهر 1405
✅ این روزها مقاله ای مفصل با عنوان "انسان شناسی تاب آوری" نوشتم که در کتاب "مردم نگاری های بدیل" امیدوارم بزودی منتشر شود. این مقاله می پرسد انسان شناسی چگونه در هنگام فاجعه می تواند به افراد کمک کند؟ از آنجا که حال و روز جامعه ما وخیم است، عصاره آن را تقدیم شما می کنم و امیدوارم که مفید باشد.
✅ انسانشناسی به من آموخته است که برای فهم انسان، گاهی باید به همان لحظههایی نگاه کرد که همهچیز به هم میریزد؛ لحظهای که خانهای ویران میشود، شهری زیر آب میرود، بیماری فراگیر میشود، جنگ از راه میرسد یا جامعهای با آیندهای نامعلوم روبهرو میشود. در چنین لحظههایی، یک پرسش همیشه برای من مهم بوده است: چرا بعضی آدمها، بعضی خانوادهها و بعضی جوامع، با وجود همه آنچه بر آنها گذشته است، باز هم زندگی را ادامه میدهند؟
🔻این پرسش مرا به مفهوم تابآوری رسانده است. اما هرچه بیشتر درباره تابآوری فکر کردهام، کمتر توانستهام آن را به معنای ساده «تحمل کردن» یا «دوام آوردن» بپذیرم. انسان فقط موجودی نیست که بتواند ضربه بخورد و نشکند. انسان موجودی است که میتواند پس از شکستن، معنای تازهای برای ادامه زندگی پیدا کند.
🔻تابآوری، به گمان من، بازگشت ساده به گذشته نیست. گاهی دیگر نمیتوان به گذشته بازگشت. خانهای که ویران شده، همان خانه قبلی نمیشود؛ کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده، دیگر به زندگی پیش از فقدان بازنمیگردد؛ جامعهای که جنگ یا فاجعهای بزرگ را تجربه کرده، نمیتواند وانمود کند که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
✅ تابآوری در این معنا، توانایی ساختن امکان تازهای برای زندگی است.
این نکته برای من، از تجربه انسانشناختی بسیار مهم است. انسانشناس وقتی به میان مردم میرود، فقط با «قربانیان فاجعه» روبهرو نمیشود. با انسانهایی روبهرو میشود که در دل فاجعه، هنوز زندگی میکنند؛ غذا میپزند، کودکانشان را به مدرسه میفرستند، با هم حرف میزنند، شوخی میکنند، خاطره تعریف میکنند، مراسم برگزار میکنند، کتاب میخوانند، کار میکنند و برای فردا برنامه میریزند.
🔻این جزئیات کوچک، از نظر من، حاشیه فاجعه نیستند؛ خودِ متن زندگیاند. در تجربههای مختلفی که از انسانشناسی بحران داشتهام، از سیل و زلزله گرفته تا بیماری و همهگیری کرونا، و آنها را در کتاب "فرهنگ و فاجعه" آورده ام، بارها دیدهام که در لحظه بحران، آنچه انسان را سرپا نگه میدارد فقط امکانات مادی نیست. البته نان، خانه، دارو، امنیت و منابع اقتصادی ضروریاند؛ اما انسان با نان تنها زندگی نمیکند. او به معنا، رابطه، اعتماد، خاطره، امید و احساس تعلق نیز نیاز دارد.
🔻 شاید به همین دلیل است که فرهنگ در تابآوری چنین اهمیت بزرگی پیدا میکند. فرهنگ چیزی نیست که فقط در کتابها و موزهها نگهداری شود. فرهنگ در شیوهای است که مردم در سختترین روزهای زندگی کنار یکدیگر میایستند. در مادری است که با وجود همه نگرانیها برای فرزندش صبحانه آماده میکند. در همسایهای است که در روزهای دشوار در خانه همسایه را میزند. در پیرمردی است که در میانه بحران هنوز خاطرهای از گذشته تعریف میکند. در کودکی است که در میان ویرانهها بازی میکند.
✅ من بهتدریج فهمیدهام که تابآوری بیش از آنکه ویژگی فرد باشد، رابطهای اجتماعی است. آدمها به تنهایی تاب نمیآورند. ما به کمک دیگران، به واسطه خاطرات مشترک، زبان مشترک، اعتماد و شبکههای اجتماعی تاب میآوریم.
🔻اما اینجا باید مراقب یک سوءتفاهم مهم باشیم. نباید تابآوری را به توصیهای اخلاقی برای قربانیان تبدیل کنیم: «قوی باش»، «تحمل کن»، «خودت را جمع کن» و «از بحران فرصت بساز». این سخنان گاهی بیش از آنکه کمککننده باشند، بیرحمانهاند. زیرا همه انسانها از امکانات برابر برای تابآوری برخوردار نیستند. فقر، تبعیض، نابرابری، بیاعتمادی، فقدان حمایت اجتماعی و سیاستهای نادرست میتوانند ظرفیت تابآوری یک جامعه را فرسوده کنند.
🔻بنابراین، اگر از تابآوری سخن میگوییم، باید از مسئولیت اجتماعی برای ساختن شرایط تابآوری نیز سخن بگوییم. جامعهای تابآورتر است که در آن انسانها احساس کنند تنها نیستند؛ صدایشان شنیده میشود؛ آیندهای هرچند مبهم، اما ممکن وجود دارد؛ و در لحظه دشواری کسی یا نهادی هست که بتوانند به آن تکیه کنند.
✅ از این منظر، انسانشناسی برای من فقط دانشی برای شناخت فرهنگها نیست. انسانشناسی دانشی است برای دیدن انسان در لحظههایی که زندگی شکننده میشود. برای دیدن آنچه در آمارها دیده نمیشود؛ برای شنیدن صداهایی که معمولاً در روایتهای رسمی گم میشوند؛ و برای فهمیدن اینکه مردم چگونه در میان شکستها، هنوز امکان ادامه دادن را پیدا میکنند.
Post #1118
605
Forwarded from دکتر نعمت الله فاضلی
- 👍 2