✅ من بهتدریج فهمیدهام که تابآوری بیش از آنکه ویژگی فرد باشد، رابطهای اجتماعی است. آدمها به تنهایی تاب نمیآورند. ما به کمک دیگران، به واسطه خاطرات مشترک، زبان مشترک، اعتماد و شبکههای اجتماعی تاب میآوریم.
🔻اما اینجا باید مراقب یک سوءتفاهم مهم باشیم. نباید تابآوری را به توصیهای اخلاقی برای قربانیان تبدیل کنیم: «قوی باش»، «تحمل کن»، «خودت را جمع کن» و «از بحران فرصت بساز». این سخنان گاهی بیش از آنکه کمککننده باشند، بیرحمانهاند. زیرا همه انسانها از امکانات برابر برای تابآوری برخوردار نیستند. فقر، تبعیض، نابرابری، بیاعتمادی، فقدان حمایت اجتماعی و سیاستهای نادرست میتوانند ظرفیت تابآوری یک جامعه را فرسوده کنند.
🔻بنابراین، اگر از تابآوری سخن میگوییم، باید از مسئولیت اجتماعی برای ساختن شرایط تابآوری نیز سخن بگوییم. جامعهای تابآورتر است که در آن انسانها احساس کنند تنها نیستند؛ صدایشان شنیده میشود؛ آیندهای هرچند مبهم، اما ممکن وجود دارد؛ و در لحظه دشواری کسی یا نهادی هست که بتوانند به آن تکیه کنند.
✅ از این منظر، انسانشناسی برای من فقط دانشی برای شناخت فرهنگها نیست. انسانشناسی دانشی است برای دیدن انسان در لحظههایی که زندگی شکننده میشود. برای دیدن آنچه در آمارها دیده نمیشود؛ برای شنیدن صداهایی که معمولاً در روایتهای رسمی گم میشوند؛ و برای فهمیدن اینکه مردم چگونه در میان شکستها، هنوز امکان ادامه دادن را پیدا میکنند.
🔻شاید مهمترین درس تابآوری همین باشد: زندگی همیشه با پیروزی ادامه پیدا نمیکند؛ گاهی با معنا ادامه پیدا میکند. و شاید وظیفه ما در برابر انسانهایی که از بحران عبور کردهاند، این نباشد که از آنها بخواهیم قویتر باشند؛ بلکه باید کاری کنیم که تنها نباشند. تابآوری، در نهایت، هنر تنها ماندن و دوام آوردن نیست؛ هنر دوباره ساختن امکان زندگی در کنار دیگران است.
Post #1119
683
Forwarded from دکتر نعمت الله فاضلی
- 👍 13