TGViewer
Critic l مریم نصر Critic l مریم نصر @neocritic · 3.16K subscribers
Post #1122 392

Forwarded from خستو

‏توماس مان و محافظه‌کاری آیرونیک
ایرج آذرفزا
‏
من اگر بخواهم شیوه یا نحوهٔ مواجههٔ خودم با ایران در حال جنگ را به‌لحاظ نظری توضیح ‌دهم، از مفهومِ «محافظه‌کاری آیرونیک/اروتیک» توماس مان در کتاب تاملات یک غیرسیاسی کمک می‌گیرم.
‏ازقضا مان نیز کتابش را در میانهٔ جنگ جهانی اول (۱۹۱۵–۱۹۱۸) نوشت، زمانی که آلمان زیر ضرب حملاتِ فرانسه بود. کتاب دروهلۀ نخست، در پاسخ به برادرش هاینریش مان و دیگر روشنفکران «تمدن‌گرا» (Zivilisationsliterat) نوشته شد—کسانی که از ارزش‌های روشنگری فرانسوی، دموکراسی، پیشرفت و عقل‌گرایی سیاسی دفاع می‌کردند. مان در برابر آن‌ها از «فرهنگ» (Kultur) آلمانی، از درون‌گرایی، از موسیقی، و از آنچه «روح آلمانی» می‌نامید دفاع کرد—اصطلاحاً برخلافِ موضعِ «لیبرال» برادر و دوستانِ روشنفکرش موضعی «محافظه‌کارانه» گرفت؛ و حتی از جانبِ برادر به‌طرفداری از قدرت نیز متهم شد! اما موضع‌گیری محافظه‌کارانه مان ساده و یک‌سویه نبود؛ دقیقاً به همین دلیل است که مفهوم «آیرونی» و «اروس» در اندیشهٔ او جایگاه محوری می‌یابد.
‏مان در فصلِ آخر همین کتاب، با عنوانِ «آیرونی و رادیکالیسم»، می‌نویسد:
‏«رادیکالیسم نیهیلیسم است. فردِ آیرونیست محافظه‌کار است. با این حال، تنها محافظه‌کاری‌ای آیرونیک است که پژواکِ آوای زندگی نباشد — آن آوایی که خود [=زندگی] را طلب می‌کند— بلکه پژواکِ آوای روح باشد — آن آوایی که نه خود [=روح] بلکه زندگی را طلب می‌کند. در اینجا پای اروس به صحنه باز می‌شود. می‌توان آن [=اروس] را چنین تعریف کرد: «تصدیقِ یک انسان جدا از ارزشِ او». حال، این [تصدیق] چندان روحانی و چندان اخلاقی نیست؛ همچنین تصدیقِ زندگی از جانب روح نیز نیست. این [تصدیق] آیرونیک است. اروس همیشه آیرونیست بوده است. و آیرونی عاشق‌پیشگی است.»
‏اما منظور مان از «محافظه‌کاریِ آیرونیک/اروتیک» دقیقا چیست؟
‏1. دوگانهٔ بنیادین: روح در برابر زندگی (Geist gegen Leben)
‏برای فهم پیوند میان محافظه‌کاری و آیرونی، باید نخست دوگانهٔ بنیادینی را که مان از نیچه و شوپنهاور به ارث برده درک کرد:
‏از یک سو زندگی (Leben) قرار دارد: امر طبیعی، غریزی، زاینده، بی‌خبر از خود، خام، و سرشار از اراده به بقا. زندگی نمی‌اندیشد؛ فقط هست و می‌خواهد باشد.
‏از سوی دیگر روح یا عقل (Geist) قرار دارد: امر آگاه، انتقادی، تحلیل‌گر، اخلاقی، و در نهایت بیمار. روح به‌ذات خود علیه زندگی است، چون زندگی را موضوع تأمل و نقد قرار می‌دهد و با این کار، خامیِ مقدسِ زندگی را می‌آلاید.
‏رادیکالیسم در نظر مان یعنی جانب‌داری مطلق از روح علیه زندگی—یعنی همان روشنفکر روشنگری‌مسلکی که می‌خواهد زندگی را بر اساس عقل، اخلاق و ایدئولوژی بازسازی کند. و چون روح در ذات خود ضدزندگی است، رادیکالیسم در نهایت به نیهیلیسم می‌انجامد: نفی زندگی به نام ایده‌ای انتزاعی. این معنای آن جملهٔ آغازین است: «رادیکالیسم نیهیلیسم است.»
‏2. محافظه‌کار کیست؟
‏در نگاه ساده‌انگارانه، محافظه‌کار کسی است که از زندگی، از سنت، از آنچه هست در برابر هرگونه تغییر دفاع می‌کند. اما این محافظه‌کاریِ ساده، در نظر مان هنوز آیرونیک نیست؛ این صرفاً «صدای زندگی است که خود را می‌خواهد»—یعنی غریزه‌ای که از خود دفاع می‌کند، بی‌آنکه بداند چرا.
‏محافظه‌کاریِ راستین و آیرونیک نزد مان چیز دیگری است: محافظه‌کاری‌ای که از سوی روح صورت می‌گیرد، نه از سوی غریزه. یعنی روشنفکری که با وجود برخورداری از تمام ابزارهای نقد، تحلیل و ویرانگریِ عقلانی، آگاهانه تصمیم می‌گیرد در کنار زندگی بایستد. این همان «صدای عقل است که خود را نمی‌خواهد، بلکه زندگی را می‌خواهد».
‏اینجاست که آیرونی متولد می‌شود.
‏3. چرا این موضع آیرونیک است؟
‏آیرونی در معنای مورد نظر مان (که از رمانتیک‌های آلمانی و به‌ویژه از کیرکگور و نیچه می‌آید) یعنی فاصلهٔ آگاهانه از موضع خود. آیرونیست کسی است که می‌داند چه می‌گوید و در عین حال می‌داند که می‌توانست خلاف آن را هم بگوید. او در موضع خود ساکن نیست؛ بر فراز آن ایستاده است.
‏محافظه‌کارِ آیرونیک یعنی روشنفکری که:
‏—از زندگی دفاع می‌کند، اما نه از سرِ ناآگاهی، بلکه با تمام آگاهی از ضعف‌ها، خامی‌ها و حتی ابتذال زندگی. ‏—می‌داند که عقل بر زندگی برتری دارد، و با این حال جانب زندگی را می‌گیرد. ‏—می‌داند که سنت قابل دفاع عقلانی نیست، و با این حال آن را پاس می‌دارد.
‏این موضع ذاتاً آیرونیک است، چون نوعی خیانت روح به خود است: روح، با ابزارهای خود، علیه خود رأی می‌دهد و به نفع چیزی که در ذات خود مخالف آن است (یعنی زندگی) شهادت می‌دهد.
‏4. ورود اروس
‏و حال چرا اروس؟ اروس در سنتی که مان از آن وام می‌گیرد (افلاطون، نیچه، و بعدها فروید) نیرویی است که ‏به سوی دیگری، به سوی بدن، به سوی زندگی کشیده می‌شود—نه به دلیل ارزش اخلاقی یا عقلانی آن دیگری، بلکه به دلیل خودِ بودنِ او.
  • 👍 4
  • 👎 1
More from @neocritic
  1. Oct 15, 2026‏«کدام آلمانی که در سینه‌اش تنها جرقه‌ای از احساس ملی می‌درخشد، می‌تواند این فکر را تا…
  2. Oct 15, 2026تعریفی که مان نقل می‌کند بسیار گویاست: «تصدیقِ یک انسان فارغ از ارزش او». ‏این یعنی: ا…
  3. Oct 14, 2026✍🏻 معرفت‌کشی / عقیم‌سازی معرفتی در سخنرانی دکتر علیرضا دوستدار، انسان‌شناس دانشگاه‌شیکاگو…
  4. Oct 13, 2026در دفاع از آزادی بیان تاملی در واکنش‌ها به تورج دریایی من اگر جای تورج دریایی بودم، از کنا…
  5. Oct 12, 2026✅ من به‌تدریج فهمیده‌ام که تاب‌آوری بیش از آنکه ویژگی فرد باشد، رابطه‌ای اجتماعی است. آدم‌…
  6. Oct 12, 2026📝 تاب‌آوری؛ چگونه ادامه می‌دهیم؟ 🔻نعمت الله فاضلی، 19 مهر 1405 ✅ این روزها مقاله ای مفصل…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →