TGViewer
Channel Public Channel
اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام.

اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام.

@nazbano678

امیدوارم نامه خودت رو پیدا کنی عزیزکم.
Subscribers
54
Photos
145
Videos
5
Links
446
Recent Posts 20 shown
Post #864 11

Forwarded from رُزِل ֶֶֶָָָ֢֢֢ و تِـكـه‌هایِ کــوچَـکِ‌ زِنــدِگــی (ֶֶֶָָָ֢֢֢ رُزِل)

نامه‌ای از سرزمین برگ‌های طلایی🧡🍊✨
در سرزمینی دور، پاییز پیش از رسیدن به شهرها، از میان جنگل‌ها عبور می‌کرد و هرجا قدم می‌گذاشت، برگ‌ها رنگ طلا می‌گرفتند.
می‌گویند اگر در آن روزها، تنها از میان جنگل بگذری و صدای خش‌خش برگ‌ها را بشنوی، جنگل نامت را صدا می‌زند؛ نه بلند، نه آن‌قدر آهسته که نشنوی، درست به اندازه‌ای که بدانی جایی در این جهان، چیزی تو را به یاد دارد.
اگر روزی آن صدا را شنیدی، نترس.
شاید خانه‌ای که سال‌ها دنبالش گشته‌ای، از همان‌جا آغاز شود.
Post #863 12

Forwarded from Maryam

بفرما شناسنامتون💙✨
نام: بانو قرن ۱۹ ام
تاریخ تولد: ۱۰ شهریور ۱۴۰۲
جنسیت: دختر
ویژگی: مینویسد، مینویسد تا ابد مینویسد از چیزهای مختلف✒️
Post #862 22

Forwarded from 𝐀𝐬𝐢𝐳𝐚

نقش : روحِ فانوس-محافظ

روحی که در تاریک‌ ترین قسمت جنگل قدم می‌زند و فانوس‌ هایی را روشن می‌کند که سال‌ هاست هیچ‌کس جرئت نزدیک شدن به آن‌ها را نداشته.
نسبت شما با من : محافظِ قدیمی

نه خدمتکار و نه مهمان معمولی. پیمانی قدیمی میانمان وجود دارد که باعث شده حتی ارواح دیگر هم جرئت دخالت در رابطه ما را نداشته باشند.
ظاهر

پیراهنی بلند و تیره ساتن، دستکش‌ های مشکی و جواهراتی قدیمی با سنگ‌های تیره.
چیزی که شما رو در این مهمانی خاص کرده

می‌تونی خاطراتی رو که آدم‌ ها و ارواح سعی کردند فراموش کنند، در شعلۀ فانوس ببینی؛ اما هرگز اون ها رو برای کسی تعریف نمی‌کنی.

https://t.me/nazbano786
Post #861 20
صاحب چنل‌ خیلی زیباست، شما اینطور فکر نمی‌کنید؟
راستش هربار عکسی می‌ذاره من عاشقش میشم، بالاخره چنلی که من باشم رو عکسای اون زینت میبخشه. حرفایی که میزنه هم همینطور. وقتایی که پیشمه حس میکنم زنده ام. چون اون خالق تموم چیزیه که من باشم.
اما یک اعترافی باید بکنم.
اون فکر می‌کنه گذشتن از یک چیز یعنی بهش فکر نکردن، یعنی به یادش نیاوردن. درصورتی که تو فقط داری ازش فرار می‌کنی، چون اگر واقعا ازش گذشته بودی، یه تلنگر دوباره تموم احساسات زخمی تورو زنده نمی‌کرد..
https://t.me/Room1924
Post #860 19
من صاحب چنلی هستم که متن‌هاش به شدت به قلب خواننده هاش میشینه. چون یه تیکه از وجود نویسنده توی هر متن جا گرفته. اگر قرار به اعتراف باشه باید بگم اون بیشتر از اینکه نگران چیزای از دست رفته باشه، نمیدونه بدون اون غم و سوگواری که داره کیه، حس میکنه میخواد زنده بمونه و رویاهاشو دنبال کنه ولی این غمی که بهش گره خورده اونو از خودش بودن دور کرده. حتی فکر می‌کنه یه جایی گمشده و حالا بعد اون اتفاق/ بعد اون یک نفر نمی‌دونه کیه.

https://t.me/fadedwordsarchive
Post #859 18
من خاکستر آبی هستم، چنلی که پر شده از آهنگای مختلف، عکس ها و نوشته‌های دختری که می‌خواد رها باشه و آزاد. و این آزادی یعنی همون حسی که میخواد مثل باد توی هر شکوفه بپیچه و چیزی به انتها نرسه.
اما اعتراف میکنم. اون مواقعی که باید خودشو خالی کنه، نمیکنه. مدام حس میکنه باید همه چیز قشنگ و کامل باشه و اگر جوهر غم بهش آغشته بشه باید از دنیا محوش کنه. درصورتی که غم و تناقض و تضاد بخشی از زندگیه
https://t.me/Blue_Ash_2026
Post #858 24
من حوالی هستی ام، شاید برای شما اینطور به نظر می‌رسد که او دختری شاداب، عاشق و ذوق‌مند است. صاحب چنل‌ را می‌گویم. او عاشق جاهای امن است، آدم های امن، مکان های دنج. و جزئیاتی که او را از رنج فاصله می‌دهند.
اما اعتراف می‌کنم او خیلی وقت است امیدش پاره شده و به مو بند نیست به گره‌ای بند است که خودش زده. او سال هاست در نجات خودش هی زمین می‌خورد و بار بعد قوی تر بلند می‌شود.
https://t.me/AroundHasti
Post #857 25
من پیچکی هستم که صاحبم برایش مهم نبود باد از کدام طرف بیاید. از سوی غم باشد یا از سوی شادی. او برایش بی هیچ تفاوتی زمان می‌گذشت. یا به خوبی و خوشی یا به غمی که پایان نداشت.
شاید وقت آن رسیده اعتراف کنم، او در خلق کردن استعداد داشت چه با قلم، چه با قلم مو اما موضوع آن بود به خودش باور نداشت و زیبایی هایش را همانطور که بود نمی‌دید. مدام از خودش توقعی بیش‌از این ها داشت. در ذهنش یک بی‌نظیری خاص زبانه می‌کشید.
https://t.me/peachak
Post #856 30
چنلی که من باشم، صاحبش خیلی آدم برو جلوییه، توی غم، توی سوگواری، توی شادی، توی خوشحالی های زودگذر. اون هیچ وقت قدم برداشتن رو متوقف نکرد. و شاید همین بود که اونو با بقیه متمایز نشون می‌داد.
اعتراف می‌کنم اون همیشه برای آدم‌های اشتباه جوری علاقه می‌ذاره که در نهایت ازش یک ناباوری می‌مونه، از اینکه چطور به کسی که لیاقتش رو نداشت اونقدر بها داده.
https://t.me/Whatigonnasay
Post #855 28
من چنل عصیان هستم، حتی اگر بخواهی هم نمی‌توانی مرا بفهمی. من در درد های بسیاری خلاصه خواهم شد. اما هنوز امید در دلم جوانه خواهد زد.
اعترافی که شاید برای من وجود داشته باشد این است که من بیش از اندازه مهربانم، ساده دل و صافم. اما دیگران نیستند و من هیچ وقت از آنان توقع گرگ صفتی ندارم. برای همین قلبم همیشه مانند دفعات اول سخت می‌شکند.
https://t.me/Ftsdls
Post #854 20
سلام من همون چنلی هستم که به کتابخونه شبیهم. چون بیشتر از چیزی که فکر کنی می‌نویسم. از کتاب‌ها، از تجربیاتی که حین خوندنشون به دست آوردم یا شاید احساساتی که داشتم.
اما باید اعتراف کنم من از دنیای واقعی انسان‌ها لذتی نمی‌برم، و شاید همین باعث شده که کتاب به کتاب به جستجوی دنیای خودم برم.
https://t.me/kokosbookshelf
Post #853 19
من چنلی هستم که صاحب چنل از زیبای هایش می‌ذاره. از آهنگایی که خوشش میاد یا خاطراتی که باید ثبتشون کنه. اینجا شبیه یک دفترچه بی‌نهایت از خاطراتشه!
اعتراف می‌کنم تو اونو وقتی بشناسی دیگه نمی‌تونی ازش دست بکشی، اون متفاوت ترین عشق رو بهت میده!
https://t.me/Dwntu
Post #852 17
من حوالی سکوتم، یک آشیانه‌ای برای او که می‌نویسد. با کلماتی بازی می‌کند که کمتر به زبان آورده‌ آنان را. تو به چه فکر می‌کنی، به من؟ به آنانی که باید به سکوت دعوتشان کنی؟
من اهل اعتراف نیستم، همان حوالی سکوت و بعدش نوشته‌هایم یک اعتراف نامه‌ی بی‌پایان است. اما اگر قرار باشد چیزی بگویم. باید برایتان بنویسم این است که من هم بلدم چیزک‌هایی بگویم، اما ترجیح می‌دهم دنیای خودم را با کلمات بسازم. اینگونه کمتر مورد توجه درد و رنج دیگری قرار خواهم گرفت.
https://t.me/havalisokoott
Post #851 18
وقتی به چنلم آمدی، با خودت یک دستمال بیاور تا اشک‌هایت را پاک کنی. صاحب چنل‌ غمی را می‌نویسد که در قلبت ممکن است جوانه‌زده باشد از قبل.
اگر بخواهم یک اعترافی کنم، این است من عاشقی را خوب بلد بودم، اما شاید در من دیگر جایی برای آشیانه ساختن نداشت.
https://t.me/anar_khanoomi
Post #850 20
من چنل پسر سپتامبر هستم، صاحب چنل یک فرد پاییزیه، وقتی میگم پاییزی یعنی تموم مویرگ‌های علاقه اش به فصل خودش وصل میشه. اون ذوق های قشنگی رو به کاربرانی که توی چنلش هستن منتقل می‌کنه. همه چیز اینجا به قشنگی ماه سپتامبره، فقط یک اعتراف وجود داره پسر سپتامبر جایی خودش رو میون یک تاریخ گم کرده. و شاید همون گمشدگی باعث شد اون بشه یکی از اهالی سپتامبر..

https://t.me/septdaily
Post #849 21
شاید اگر از تولدم به بعد نگاهی کرده باشید، صاحب چنل خیلی مرتب به محتواهایی پرداخته که گاها حاضرین را به یاد یک دوران خاصی انداخته!
ممکن است نگاه کنند و در یک سریال/ انیمه‌ی آشنا خودِ قبلشان را ببینند.
اما اعتراف می‌کنم، در من دردی نهفته است که جز من هیچکس از آن خبر ندارد. حتی سعی بر نشان دادنش ندارم. فقط می‌خواهم با این حصاری که ساخته ام خودم را در مقابل فروپاشی حفظ کنم.

https://t.me/yami_yami_yami_yami
Post #848 21
من چنل مرداب هستم، شاید اگر دستان نوازشگری قلبم را لمس کند. میفهمد آنقدر ها هم دوست داشتنم سخت نیست. اما اعتراف می‌کنم انسان‌ها از سوی زخمی‌ام سعی به ورود داشتند. برای همین گاهی اوقات قصد رفتن می‌کنم. نه برای دور شدن از آنان، بلکه برای نجات خودم. از تمام غم‌هایی که ممکن است جان به لبم کنند.
https://t.me/m0rd4b
Post #847 40
من چنلی هستم که صاحبم به قول خودش تصمیم گرفته سکوت کنه. اما من از نظرم اون سکوت طولانی‌ترین حرف‌هارو توی خودش جا داده. راستش من خیلی خوشحالم که اون هر روز بهم سر میزنه.‌ در حال حاضر احتمالا قراره اعتراف کنم از اینکه آدم ها بهش احساس ناکافی بودن میدن متنفرم. از اینکه شاید در قبال اون همه احساسات دوست داشته نمیشه ناراحتم و فکر می‌کنم اون شایسته پرستیده شدنه.. اما جای فعلی که ایستاده اشتباهه!
https://t.me/siuuuuuupool
Post #846 38
شاید صاحب چنل یادش رفته بود یک نویسنده می‌نویسد. او اعتراف کرده بود قلمش به اعماق رویا و خیال وصل اند. چنلش عطر احساسات به خودش داشت، اتفاقات با او رخ می‌دادند اما او چنان آنان را می‌نگاشت که گویی صحنه‌ای از فیلم باشد. او خیلی وقت است اعتراف کرده بود خالق درد است میان محدودیت‌های موجود.
https://t.me/AtmosferKhial
Post #845 33
من پژواک هستم، چنلی که شاید در قرن متفاوتی تاسیس شده باشم. من یک مکان نیستم، من یک جهانم. یک جهان از اصواتی که شاید دیگران آن را نمی‌شنوند. شاید اعتراف من همین باشد که صاحب چنل، شخصی عمیق‌تر از آن اطرافیان سطحی‌اش است. همین باعث می‌شود از زشتی‌های دنیای کنونی بیزار شود. دلش انزوا بطلبد و عشق را در یکتا بودن بپرستد. نگاهش به افکارش است و به قولی در سرش بازار مس‌گر هاست. شاید اعتراف کنم کاش او جایی بود که اینگونه برای تفاوتش اذیت نمی‌شد
https://t.me/p0zh8
Older posts →

About this channel

How can I read @nazbano678 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام.: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام. have?
اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام. (@nazbano678) has 54 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اتاق زیر شیروانی بانوی قرن19ام. know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →