TGViewer
Channel Public Channel
"بانوی قرن 19ام"

"بانوی قرن 19ام"

@nazbano786

می‌نویسم تا که بمیرم-

@Banoo19_bot
@nazbano678 : چالش ها
برای حمایت از شما : @nazbano_tab
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5991255742
Subscribers
1.25K
Photos
501
Videos
139
Links
29
Recent Posts 19 shown
Post #11546 46
Happy 2k...🩶
  • ❤‍🔥 7
Post #11541 57
" Hello Caroline .. "
  • 🕊 3
  • 💋 1
  • 💘 1
Post #11520 100
" I try to trust people, but every time I do, I end up exhausted, trying to find my way back to the place where I feel safe."
- the lady of the 19th century
  • 🕊 4
  • 💋 3
  • 💘 1
Post #11517 97
My dear love..
I try to stop being a bad person in my own head. And I want to move on from everything that hurts me.
But, my dear, I'm not going to forget you.
Maybe love will find its way back to us one day. But if this is where our story ends, then I will still love the sad ending of our story. And you, too.
In the end, I'll keep your eyes in my memory. You will remain in my mind forever,
my first love and my last madness.🕯
- The lady of the 19th Century
  • 💋 4
  • 🕊 2
  • 💘 1
Post #11516 94
" I don't know how to say goodbye. "
  • 💘 8
  • 💋 1
Post #11397 151
" I can't explain what's going on in my head. I just know I'm getting more and more exhausted from all the noise in my mind."
The Lady of the 19th Century
  • 💋 4
  • 🕊 1
  • 💘 1
Post #11395 120
" I’ll always be Niklaus, but nobody will ever know. "
  • 💋 4
  • 🕊 1
  • 💘 1
Post #11394 172
لطفا!
  • 💘 5
  • 💋 2
  • 🕊 1
Post #11393 143
"بانوی قرن 19ام" من؟ اگر با ذوق حرف زدم و بهم بگی آرومتر صحبت کن، می‌تونم دیگه حرف نزنم.‌ - بداهه‌های قرن نوزدهم.
من؟
تو نمی‌دونی ولی من شاید هرگز دیگه نتونم به خود قبل تو برگردم.

- بداهه‌های قرن نوزدهم.
  • 💘 3
  • 💋 2
Post #11392 138
"کاش پروانه بودم و در واپسین گشتن به دور شمع عشقت می‌سوختم و میمردم. این سوختن‌های بی‌پایان انسانی که به مرگ ختم نمی‌شود مرا از پای خواهد انداخت."
- بانوی قرن19ام.
  • 🕊 3
  • 💘 3
  • 💋 1
Post #11390 148
-
  • 💘 5
  • 💋 2
Post #11387 141
فکر کنم درست است، آدم کم کم به بی آبرویی عادت می‌کند. مثل من، مثل آن دختری که بخاطر عینک شکسته‌اش میان ازدحام جمعیت با چشمانی اشکی وسط خیابان ایستاده بود. و انگار جز او تمام دنیا در حرکت بودند، ولی او؟ او تنها موجود راکد دنیا بود.
حالا عینکش نشکسته بود. بهانه‌ای هم نداشت، اما باز در کتاب‌فروشیه مورد علاقه‌اش به چشمانش اشک‌هایی هجوم آوردند که حالا شرمی نداشت از دیده شدنشان. دیگر کسی که جلوی مادرش هم گریه نمی‌کرد، وسط خیابان، در کتاب فروشی مورد علاقه‌اش.. گریه می‌کرد.
بعد کتاب‌ها را خواند، و دستش به کتابی رسید که پیش از آن تنها یکی از آن وجود داشت و آن را هم او پیش از این ها برای کسی خریده بود. کنار پله‌ی تاریکی و چند غزل برای... بماند!
آن کتاب حالا جفتی داشت در کتاب فروشی. و یکی هم دست کسی دیگر که او از دستش داده بود. اما حالا کتاب را باز کرد و آن صفحه‌ای که زیرش هایلایت کشیده بود را یافت. دستانش را روی آن جملات کشید و عمیق نفس کشید. خنده‌هایش را به هنگام خواندن آن جمله به یاد آورد..اشکش را مهار کرد که مبادا کتاب را خیس کند. کتاب را سر جایش گذاشت. سپس تمام کتاب ها، قفسه‌ها و خودش و او را، همه را مرور کرد.
اما اکنون برای کدام عینک نشکسته می‌توانست گریه کند؟ حالا که دیگر جز قلبی شکسته چیزی نداشت؟ کدام بهانه را برای گریه تابلو می‌کرد؟
آدمی هیچ ندارد، حتی خودش را.. چون گاهی یک جایی، میان چشمان کسی، لبخند دیگری جا گذاشته. و من برای همیشه در چشمانش دفن شده بودم. برای همین این جسد ابری به هنگام پاییز قصد باریدن کرده بود؟ نمی‌دانم!
- بانوی قرن19ام.
  • 🕊 8
  • 💋 3
  • 💘 2
Post #11386 132
شاید من از جنس آنان نبودم.
آنها با من فرق داشتند، آنها دوست داشتنی بودند. و من؟ من تافته‌ی جدا بافته. من وصله‌ی ناجور، من غم بی خانه. اشک بی‌شانه، درد بی درمان، سر بی‌سامان. من‌‌ همه‌ی تضاد‌های ممکن و آنان همه مترادف‌هایی از محبت. من یک جمله‌ی در گلو مانده، آنان قربان‌صدقه‌های گفته شده. من یک عمر هدر رفته و آنان تازه‌ شکفته‌ی نونهال، من درس عبرت و آنان همه سراسر خاطره. من یک انزوا پسند انسان گریز، آنان همه مردم‌دار و اجتماع پسند. من از عشق گریزان و آنان میان لیلی و مجنون غرق. من از چه ساخته شدم که هرچه می‌شود شما خوب تلقی میشوید و من هیچ؟
من؟ من همان خوابه به هنگام غروب عصر جمعه، آنان همه مهمانی و جشن و سرور.
- بانوی قرن19ام. / بداهه‌ترین اصوات.
  • 💋 8
  • 🕊 5
  • 💘 2
Post #11385 139
"غمم بخیر نشد، شب که دیگر بماند."
- بانوی قرن19ام.
  • 🕊 8
  • 💋 3
  • 💘 3
Post #11382 185
بداهه همینجا بمونه، بی دلیل برای کسی که شاید باز اونی که نباید برگشته پیشش:

«من تازه سعی کردم زنده بمونم بعد تو و سعی کردم درمون کنم زخم نبودتو!
چرا باز برم میگردونی به همون شبی که برای صبح شدنش روز‌ها گذشت؟»


- بانوی قرن19ام.
  • 💋 6
  • 💘 2
  • 🕊 1
Post #11369 143
چه کسی اهمیت می‌دهد؟ هیچکس.
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 2
  • 💋 1
  • 💘 1
Post #11368 149
حتی اگر کسی متوجه غیابم نشود، اهمیتی ندارد.
حتی اگر اینجا نابود شود، چه کسی اهمیت می‌دهد؟
به هرحال کسی هست که متن هارا به غارت ببرد. که ببرد.
و باقی هم به فراموشی ام بسپارند، که بسپارند.
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 2
  • 💘 2
  • 💋 1
Older posts →

About this channel

How can I read @nazbano786 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for "بانوی قرن 19ام": recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does "بانوی قرن 19ام" have?
"بانوی قرن 19ام" (@nazbano786) has 1.25K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does "بانوی قرن 19ام" know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →