TGViewer
Channel Public Channel
naghde_ketab

naghde_ketab

@naghde_ketab

پیج اینستاگرام نقد کتاب
https://www.instagram.com/naghde_ketab/

گروه کتابخوانی

https://t.me/naghde_ketabb


نقد،بررسی و معرفی کتاب هایی که خوانده ام
Subscribers
3.59K
Photos
202
Videos
55
Links
34
Recent Posts 14 shown
Post #461 293
naghde_ketab نقد و بررسی رمان آوای کوهستان از یاسوناری کاواباتا @naghde_ketab
این یکی از بهترین رمان‌هایی است که خوانده‌ام.

نقد و بررسی «آوای کوهستان»؛ یاسوناری کاواباتا

چیزی که در «آوای کوهستان» برایم ماندگار است، پیوندِ ترس از پیری با میلِ جبران است. شینگو هنوز آرزو می‌کند، هنوز مجذوبِ زیبایی می‌شود و هنوز می‌خواهد برای خانواده‌اش کاری بکند؛ اما فرصت و توانش کمتر شده‌اند. حسرت‌های گذشته هم به زندگیِ امروز او راه پیدا می‌کنند و نگاهش به نزدیکانش را شکل می‌دهند. کاواباتا از همین وضعیت، شخصیتی می‌سازد که دلسوزی‌اش را می‌فهمیم، ولی نمی‌توانیم تمامِ قضاوت‌هایش را بپذیریم.

شینگو پدری شصت‌وچندساله در ژاپنِ پس از جنگ است. فراموشی و نشانه‌های ضعفِ بدن، او را متوجهِ نزدیک‌شدنِ پایان می‌کنند. هم‌زمان، مشکلاتِ زندگیِ فرزندانش احساسِ ناتوانی و شکست را در او بیدار می‌کنند. او هنوز خود را مسئولِ خانواده می‌داند، اما زندگیِ دیگران به خواستش پیش نمی‌رود. هر ناکامیِ آن‌ها برایش معنایی دربارهٔ خودش هم پیدا می‌کند: آیا در نقشِ پدر موفق بوده؟ آیا زندگی‌ای که ساخته، همان چیزی است که می‌خواسته؟

از این زاویه، پیری برای شینگو بحرانِ تصویری است که از خودش و یک عمر زندگی ساخته است. ضعفِ جسم، احساسِ ازدست‌رفتنِ اختیار را پررنگ‌تر می‌کند؛ احساسِ اینکه زمان می‌گذرد، بی‌آنکه آدم فرصت داشته باشد همه‌چیز را اصلاح کند. اهمیتِ پیوندِ پیری و خانواده در همین‌جاست: شینگو با رنجِ فرزندانش روبه‌روست، اما این رنج‌ها را از درونِ نگرانی‌های خودش هم می‌بیند.

گذشته نیز مدام در این نگاه دخالت می‌کند. شینگو در زیباییِ بعضی نزدیکانش، نشانه‌هایی از عشقی قدیمی می‌جوید. جذابیتِ یک آدمِ امروز با خاطرهٔ کسی از گذشته درهم می‌رود؛ در مقابل، کسانی که با آن تصویرِ دلخواه تناسب ندارند، بیشتر مایهٔ ناخرسندی‌اش می‌شوند. گذشته برای او به معیاری برای سنجیدنِ اکنون تبدیل شده است. آدم‌های خانه زندگی و خواسته‌های خودشان را دارند، اما شینگو گاهی در حضورِ آن‌ها دنبالِ چیزی می‌گردد که خودش از دست داده است.

نگاهِ ستایش‌آمیزش به عروسش، در کنارِ ناخرسندی‌اش از دخترِ خودش، این تناقض را آشکار می‌کند. نزدیکیِ خانوادگی به‌تنهایی تعیین نمی‌کند به چه کسی توجه و همدلیِ بیشتری نشان دهد. زیبایی، خاطره و نیازش به تسلی هم در این توجه سهم دارند. دلسوزیِ شینگو واقعی است، اما بی‌طرف نیست. این خوانش، مهربانیِ او را به تظاهر تقلیل نمی‌دهد؛ پیچیدگیِ شخصیت در این است که حمایت از دیگری می‌تواند با نیازهای خودِ او درآمیخته باشد. ممکن است رنجِ کسی را ببیند، اما هنوز تمامِ زندگیِ مستقلِ او را نشناسد.

علاقهٔ شینگو به هنر نیز به همین میلِ نگه‌داشتن و بازگرداندن مربوط می‌شود. نقابی از تئاترِ سنتیِ ژاپن، چهرهٔ جوانی را پس از قرن‌ها حفظ کرده است. جذابیتِ آن برای شینگو از زیباییِ ظاهری فراتر می‌رود: در اثرِ هنری، جوانی باقی مانده؛ در بدنِ او، زمان پیش رفته است. این فاصله، شیفتگی‌اش به نقاب را معنادار می‌کند. زیبایی به او تسلی می‌دهد، ولی هم‌زمان چیزی را پیشِ چشمش می‌گذارد که دیگر نمی‌تواند به همان شکل تجربه‌اش کند.

از همین‌جا می‌توان رابطهٔ تصویرها، خاطره‌ها و رؤیاهای رمان را فهمید. روایت از گفت‌وگوهای خانوادگی به منظره‌ای در طبیعت، خاطره‌ای قدیمی یا رؤیایی شخصی می‌رود. پیوندِ این بخش‌ها را باید در دل‌مشغولی‌های شینگو دنبال کرد: ترسِ پایان، اشتیاقِ زندگی، حسرت و میلِ جبران. بعضی خواسته‌ها در گفت‌وگوهای معمولِ خانه مجالِ بیان پیدا نمی‌کنند، اما در تصویرها و رؤیاها حضورشان را نشان می‌دهند. به این ترتیب، پشتِ زندگیِ روزمره، کشمکشی ادامه دارد که همیشه به زبان نمی‌آید.

به نظرم، قوتِ روایت در این است که نزدیکی به ذهنِ شینگو، امکانِ سنجیدنِ نگاهش را از ما نمی‌گیرد. ترس‌ها و امیدهایش را حس می‌کنیم؛ هم‌زمان، تفاوتِ قضاوت‌هایش دربارهٔ آدم‌های خانه را هم می‌بینیم. خواننده باید میانِ زندگیِ دیگران و معنایی که شینگو به آن می‌دهد فاصله بگذارد. این کار، داوری را دشوارتر و شخصیت را انسانی‌تر می‌کند: او هم می‌تواند از رنجِ دیگری متأثر شود و هم در شناختنش محدود بماند.

برای من، ارزشِ اصلیِ «آوای کوهستان» در همین همدلیِ همراه با تردید است. کاواباتا رنج، میل، مسئولیت و حسرت را در وجودِ یک آدم کنار هم نگه می‌دارد. شینگو از مرگ می‌ترسد، درحالی‌که هنوز با زندگیِ گذشته و امکان‌های ازدست‌رفته‌اش درگیر است. این کشمکش به جزئیاتِ نگاه و رفتارِ او راه پیدا می‌کند و باعث می‌شود هنگامِ خواندن، هم دردش را بفهمیم و هم دربارهٔ خواسته‌ها و قضاوت‌هایش فکر کنیم.

آوای کوهستان
نویسنده: یاسوناری کاواباتا
ترجمهٔ داریوش قهرمان‌پور
ناشر: نشر چشمه

@naghde_ketab
  • 👍 3
  • ❤ 2
Post #460 288
نقد و بررسی رمان آوای کوهستان از یاسوناری کاواباتا

@naghde_ketab
  • ❤ 4
Post #459 501
naghde_ketab Photo
آدمِ شعر حافظ، حتی برای خودش هم معماست.

«در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست»

برای من، مکث روی همین «ندانم» یکی از راه‌های نزدیک‌شدن به حافظ است. کسی از درون خودش حرف می‌زند، اما نمی‌تواند با اطمینان بگوید آن‌که در او فریاد می‌زند کیست. چقدر این تجربه آشناست؛ وقتی چیزی در ما می‌خواهد، می‌ترسد یا رنج می‌کشد که هنوز نمی‌توانیم توضیحش بدهیم.

این پیچیدگی را می‌شود کنار ستیز حافظ با ریا گذاشت. در غزل‌هایش، ادعای پاکی مدام زیر سؤال می‌رود؛ به‌خصوص وقتی کسی از آن برای قضاوت دربارهٔ دیگران استفاده می‌کند. رندِ حافظ به ظاهر آبرومند آدم‌ها اعتماد چندانی ندارد و خودش هم مدعیِ بی‌خطابودن نیست.

زیبایی شعرش از همین‌جا هم می‌آید: عشق، اندوه، میل به زندگی و آگاهی به ناپایداریِ جهان، در کنار هم حضور دارند. آدم می‌تواند از جهان زخم خورده باشد و هنوز از زیباییِ آن دل نکند.

زبان حافظ هم این پیچیدگی را زنده نگه می‌دارد. گاهی یک بیت، هم عاشقانه است، هم ظرفیت خوانشی عرفانی دارد و هم طعنه‌ای به زمانه می‌زند. برای همین، باید به شعرش برگشت؛ تجربه‌ای تازه می‌تواند معنایی را در بیتی آشنا پیش چشممان بیاورد که قبلاً ندیده بودیم.

برای خواندن دیوان حافظ، این چهار چاپ را پیشنهاد می‌کنم:

• دیوان حافظ، تصحیح سلیم نیساری، نشر سخن
• دیوان حافظ، تصحیح بهاءالدین خرمشاهی، نشر دوستان
• دیوان حافظ، تصحیح پرویز ناتل خانلری، نشر خوارزمی
• حافظ به سعی سایه، به کوشش هوشنگ ابتهاج، نشر کارنامه

امروز، ۲۰ مهر، روز حافظ است. شما هم بیت یا غزل محبوب‌تان را در کامنت‌ها بنویسید؛ کدام شعرش با شما مانده؟

@naghde_ketab
  • ❤ 17
  • 👍 2
  • 👎 1
Post #458 470
  • ❤ 8
Post #457 528
⁨ .
.
اولین قدم برای پایان دادن به حس ناخوشایند بی کسی این است که خودمان درهای مخفی بیشتری را در ذهنمان باز کنیم و وارد اتاق های غم، خشم، حسادت یا نفرت از خود شویم. چراغ ها را روشن کنیم و مضمون و محتوای این اتاق ها را بدون احتیاط، انکار، شرم و احساس گناه بررسی کنیم. و دفعه بعد که در کنار شخص دیگری هستیم باید خطر کنیم و از یافته هایمان حرف بزنیم.

ما تنها هستیم چون در پذیرش اینکه هر کداممان، در نوع خود، عجیب و غریب و نامتعادل هستیم ضعیف عمل کرده ایم. باید به خودمان اجازه دهیم کسی که هستیم را برای کسانی که تخیل کافی برای گوش سپردن دارند بیشتر آشکار کنیم و به آن ها اجازه بدهیم به نوبه خود از ویژگی های عجیب خودشان حرف بزنند. صداقت، به تنهایی ما پایان می دهد

برش هایی از کتاب:
افکار مالیخولیایی در ما از #آلن_دوباتن #مارال_فرخی #انتشارات_کتاب‌_سرای_نیک

@naghde_ketab
  • ❤ 15
Post #456 669
این شاید یکی بهترین ویدئو هایی باشه که می تونید راجع به "انسان احمق" پیدا کنید و ارزش داره چند بار ببینیدش
@naghde_ketab
  • 👍 11
  • ❤ 3
Post #455 975
آن کارسون، شاعر و نویسنده کانادایی، جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۶ را دریافت کرد.
آکادمی سوئد در روز ۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۶ مهر ۱۴۰۵) اعلام کرد که این جایزه به دلیل «اثرگذاری شجاعانه و خلاقانه او که در گفت‌وگویی بازیگوشانه با سنت کلاسیک، فرم‌های تازه‌ای برای ادبیات معاصر آفریده است» به آن کارسون اهدا می‌شود.
تنها یک کتاب به اسم چگونه شعر نخوانیم: نیامیختن سیمونیدس با پروتاگوراس در سال 1397 از این نویسنده به فارسی ترجمه شده!

@naghde_ketab
  • 👍 7
  • 🤣 4
  • 👎 2
Post #454 1.24K
شاید مشکل عصر ما این نباشد که بیش از حد لذت می‌بریم؛
مشکل این باشد که دیگر بلد نیستیم بدون تحریک مداوم زندگی کنیم.
چند دقیقه بی‌حوصلگی؟ گوشی.
اضطراب؟ اسکرول.
تنهایی؟ یک محرک دیگر.
خستگی؟ باز چیزی برای فرار.
کم‌کم مغز یاد می‌گیرد که هر ناراحتی کوچکی باید فوراً خاموش شود.
و این‌جا اتفاق عجیبی می‌افتد:
چیزی که دیروز لذت بود، امروز فقط «عادی» است.
برای همان حس قبلی، باید بیشتر ببینی، بیشتر مصرف کنی، بیشتر تحریک شوی.
شاید خطرناک‌ترین بخش اعتیاد همین باشد؛
نه اینکه چیزی بیش از حد به ما لذت بدهد،
بلکه اینکه زندگی معمولی دیگر به اندازه‌ی کافی برایمان زنده نباشد.
و شاید آزادی، از جایی شروع شود که دوباره بتوانیم کمی با سکوت، ملال و ناراحتی خودمان تنها بمانیم.
فکر می‌کنید ما واقعاً دنبال لذت بیشتریم، یا فقط دیگر تحمل لحظه‌های بدون لذت را نداریم؟

naghde_ketab
  • 👍 30
  • ❤ 2
  • 👏 2
  • 🔥 1
Post #453 1.31K
عواقب مطالعه نکردن از زبان هارولد بلوم و البته در ستایش کتاب و مطالعه

@naghde_ketab
  • ❤ 14
  • 👍 4
Post #452 1.86K
دانشگاه محل اصلی انگلی به اسم چپ است. موجودی طرد شده از دنیای واقعی که ماحصل تخیلات تئوری اش را مردم بیچاره باید پس دهند. هر قلمی که می زند، انتقامی است از نداشته هایش. عاشق انقلاب و بر هم زدن هر چیز عقلانی است و تقریبا از همه چیز و همه کس بدش می آید.
واقعیت آن دنیای بیرون تقریبا با هر چیزی که فکر می کنند فرق دارد.

کتاب #چرا_روشنفکران_لیبرالیسم_را_دوست_ندارند را حتما بخوانید و همینطور کتاب #متفکران_چپ_نو از اسکروتن
⁩
@naghde_ketab
  • 👍 35
  • ❤ 2
Post #446 1.1K
«هنوز ازدواج نکرده‌ای؟»
«هنوز خانه نخریده‌ای؟»

در این سؤال‌ها، کلمهٔ «هنوز» یک داوری پنهان دارد: وقتِ مناسب گذشته و تو باید توضیح بدهی چرا به آن نرسیده‌ای.

یک مسیر رایج می‌تواند کم‌کم به معیاری برای سنجیدنِ ارزش آدم‌ها تبدیل شود. انتظار داریم در سن مشخصی درس تمام شده باشد، شغل تثبیت شده باشد و زندگی «سر و سامان» گرفته باشد. بعد، کسی که این ترتیب را طی نکرده، باید بابت زندگی‌اش جواب پس بدهد؛ حتی اگر مسیر دیگری را آگاهانه انتخاب کرده باشد.

این قضاوت وقتی ناعادلانه‌تر می‌شود که سن آدم‌ها را مقایسه می‌کنیم، اما امکاناتشان را از حساب کنار می‌گذاریم. پشتوانهٔ مالی، امنیت شغلی، مسئولیت مراقبت از دیگران و فرصتِ دوباره پس از شکست، در هر زندگی سهم متفاوتی دارند. دو نفر ممکن است هم‌سن باشند و یکی سال‌هایی را صرف ساختن آینده‌اش کرده باشد که دیگری صرف حفظ زندگیِ خانواده‌اش کرده است.

با حذف این تفاوت‌ها، خانه‌نداشتن می‌تواند نشانهٔ بی‌عرضگی به نظر برسد و پیدانکردنِ کار باثبات، نشانهٔ کم‌کاری. شرایطی که فرصت‌ها را محدود کرده‌اند از چشم پنهان می‌مانند و فرد، خودش را بابت نتیجه سرزنش می‌کند.

@naghde_ketab
  • ❤ 22
  • 👌 9
  • 👍 6
Post #445 1.2K
«ستیز با جهان مدرن» تاریخ جریانی فکری به نام سنت‌گرایی است. متفکرانِ این جریان می‌گفتند چیزی که جهان جدید «پیشرفت» می‌نامد، می‌تواند هم‌زمان نوعی سقوط باشد: صنعت و فناوری پیش می‌روند، اما انسان پیوندش را با معنایی که در سنت‌های کهن پیدا می‌کرد از دست می‌دهد. آن‌ها فقط از مشکلات زندگی مدرن شکایت نداشتند؛ خودِ بنیان‌های این جهان را زیر سؤال می‌بردند.

مارک سجویک ردِ این فکر را از اروپا و نوشته‌های رنه گنون می‌گیرد و نشان می‌دهد ایده‌ها پس از انتشار چه مسیرهای متفاوتی پیدا می‌کنند. بعضی از پیروان سنت‌گرایی می‌خواستند زندگی خودشان را تغییر دهند؛ بعضی دیگر می‌خواستند جامعه را بر اساس تصوری از یک نظمِ ازدست‌رفته دوباره بسازند.


برای ما که سال‌ها از «غرب‌زدگی» و «بازگشت به خویش» شنیده‌ایم، پرسش آخر کتاب را می‌شود این‌طور ادامه داد: آن «خویش» را چه کسی تعریف می‌کند؟ و قرار است به نامش کدام آزادی‌ها و انتخاب‌های امروزمان را کنار بگذاریم؟

ستیز با جهان مدرن: سنت‌گرایی و تاریخ فکری پنهان سدۀ بیستم
نویسنده: مارک سجویک
ناشر: نشر نو
  • 👍 8
Post #443 1.38K
معمولاً چند کتاب را برای خواندن انتخاب می‌کنم و می‌گذارمشان روی قفسهٔ بالای تختم، درست جلوی چشمم. همیشه هم به فهرستم وفادار نمی‌مانم؛ اما دیدن هرروزهٔ کتاب‌ها کمک می‌کند خواندنشان را مدام عقب نیندازم. این کار ساده برای برنامهٔ مطالعاتی‌ام مهم است.

روی انتخاب کتاب‌ها خیلی سخت‌گیرم. بعضی از این عنوان‌ها در امتداد علاقه‌های همیشگی‌ام هستند؛ مثل کتاب تازهٔ دارون عجم‌اوغلو و «سلامت روان یا توهم آن؟». بعضی‌ها هم از علاقه‌ای تازه آمده‌اند؛ مثل کتاب‌های لاسلو کراسناهورکای. می‌دانم ترجمهٔ «مالیخولیای مقاومت» چندان خوب نیست، اما نثر این نویسنده آن‌قدر شگفت‌زده‌ام کرده که باز هم می‌خواهم بخوانمش.

چند کتاب، از جمله «مسیح باز مصلوب» و «ویرایش ژن»، را هم به‌عنوان جایگزین کنار گذاشته‌ام. «نیورومنسر» و «جنگ آخر زمان» نیمه‌تمام مانده‌اند و امیدوارم بالاخره تمامشان کنم.
  • ❤ 13
  • 👍 4
  • 👎 1
Post #442 1.45K
در نهایت همه این رابطه ها نیازمند ساختن و تلاش و پذیرفتن مسئولیت است. تا آخرین روز هم در حال یادگیری و یاد گرفتن همدیگر هستیم. ولی سوشال مدیا به ما فهمانده سریع رها کنیم و برویم. آن بیرون پر است از فرصت ها و انسان ها.
در اصل کمتر شخصی چیزی را می گوید که در این ویدئو می بینید. چون ساختن و یاد گرفتن چیزی است که از آن دوره و پول و جلسات و ویو های میلیونی در نمی آید.
یک هایلایتی به اسم #سواد_رابطه درست می کنم و کتاب ها و ویدئو هایی که در این چند سال در این باره در پیج گذاشتم رو باهاتون به اشتراک می گذارم
#رابطه #رابطه_سالم #کتاب⁩
  • ❤ 27
  • 👍 5
Older posts →

About this channel

How can I read @naghde_ketab without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for naghde_ketab: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does naghde_ketab have?
naghde_ketab (@naghde_ketab) has 3.59K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does naghde_ketab know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →