TGViewer
Channel Public Channel
معین‌نامک | معین پایدار

معین‌نامک | معین پایدار

@moeennaamak

دربردارندهٔ معین‌نوشته‌ها و معین‌پسنده‌ها


«معین‌نامک» کانال رسمی‌ام است
کانال اصلی‌ام «خاطرنشان» است:

https://t.me/khaterneshan24


ارتباط با من:

@paydarmoeen
Subscribers
1.12K
Photos
91
Videos
4
Links
103
Recent Posts 20 shown
Post #1291 99
‌
‌
✍🏻 امان


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وقتی به سؤال برمی‌خورید
فی‌الفور به منبع حمله نبرید
به مغزتان زمان دهید
به ذهنتان امان دهید

بگذارید در بیشۀ اندیشه پرسه زند
بگذارید در مبیت تفکر بیتونه کند

صبر کنید تا سؤال
دم بکشد
خیس بخورد
جا بیفتد

نهالِ سؤال را پای‌مال نکنید
همای خیال را پروبال دهید

وقتی ذهن و مغز و خیال به استیصال رسیدند
وقتی عطشِ پاسخ امانتان را بُرید
به منبع حمله بَرید
و مفهمه را خواه لاجرعه خواه جرعه‌جرعه
در دریای منابع فروبَرید


مولانا هم می‌گوید:

آبْ کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1289 160
‌‌
‌
‌📽 تکه‌ای از فیلم «حاجی واشنگتن»


ساختۀ علی حاتمی

با بازی
عزت‌الله انتظامی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1288 206
‌
‌
✍🏻 فراوان


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ پدیده‌ها یا کمّی و شمردنی‌اند یا کِیفی و ناشمردنی. یکی از معیارهای انتخاب صفت مناسب برای واژه‌ها، همین شمارش‌پذیری و شمارش‌ناپذیری آن‌ها است.


⚜️ برای واژه‌های کِیفی مانند «درد» و «تلاش» و «غصه» نباید از صفت‌های کمّی استفاده کرد.

طی جنگ، درد فراوانی متحمل شد.
تلاش فراوانی کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ فراوان سرانجام افسردگی به بار می‌آورد.


⚜️ به‌جای «فراوان» و صفت‌های کمّیِ دیگری مانند آن، می‌توان از صفت‌های کِیفی مناسب متن استفاده کرد.

طی جنگ، درد شدیدی متحمل شد.
تلاش بسیاری کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ زیاد سرانجام افسردگی به بار می‌آورد.


⚜️ جز این صفت‌ها، برای اثرگذاری بیش‌تر و زیبایی کلام، می‌توانیم بسته به نوع متن، از صفت‌های گوناگون دیگری نیز بهره ببریم.

طی جنگ، درد جان‌کاهی متحمل شد.
تلاش جانانه‌ای کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ روان‌فرسا سرانجام افسردگی به بار می‌آورد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1287 165
معین‌نامک | معین پایدار ‌ ‌ ‌ ✍🏻 گپ‌های زبان‌محورانۀ آرمین و آرمان گپ اول: مصدرهای بدون بن‌ ماضی ‌ ‌ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـ تا حالا متوجه شدی که بعضی از مصدرها انگار صورت ماضی ندارن؟ + صورت ماضی ندارن؟ مثلاً کدوم مصدرها؟…
‌
‌
‌
✍🏻 گپ‌های زبان‌محورانۀ آرمین و آرمان
گپ دوم: قاعده‌مندی و سادگی زبان
‌
‌
‌ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


+ خب، من فکرهام رو کردم؛ ولی به نتیجۀ خاصی نرسیدم. به نظر من، برای «شکیب» بن ماضی نداریم، چون اصلاً فعلش نکرده‌یم. علتش هم اینه که به‌جای «شکیب»، از «صبر» استفاده می‌کنیم و می‌گیم «صبر کرد».

ـ آره، درسته؛ ولی همیشه که این‌طور نبوده؛ بالأخره قبل از این‌که «صبر» رو جاش بذاریم، از خودش استفاده می‌کردیم. نه؟

+ آره، خب...! ماجراش چیه؟

ـ ببین، می‌خوام یه موضوع بزرگ‌تر و مهم‌تر رو برات بگم که ماجرای «شکیب» هم خودبه‌خود باهاش معلوم می‌شه. اول بگو ببینم، «سادگی» یعنی چی؟ «پیچیدگی» یعنی چی؟

+ خب معلومه، سادگی همون آسونیه، پیچیدگی هم همون سختی.

ـ یعنی هرچی یه چیز ساده‌تر باشه آسون‌تره و هرچی پیچیده‌تر بشه سخت‌تر می‌شه؟

+ آره. مگه جز اینه؟

ـ لزوماً این‌طوری نیست؛ چون سادگی و پیچیدگی همون آسونی و سختی نیست. این‌ دوتا نِسبی‌ان. هرچی یه پدیده از اجزای کم‌تری تشکیل شده باشه، ساده‌تره، و هرچی از اجزای بیش‌تری تشکیل شده باشه، پیچیده‌تر. مثلاً اتومبیل به‌خاطر این از دوچرخه پیچیده‌تره که تعداد اجزایی که ازشون تشکیل شده بیش‌تر از تعداد اجزاییه که دوچرخه ازشون تشکیل شده.

+ خب، برای همین هم ساختن و روندنِ ماشین سخت‌تر از دوچرخه‌ست؛ پس سادگی همون آسونیه، پیچیدگی همون سختی.

ـ باز هم می‌گم، لزوماً و همیشه این‌طور نیست؛ چون سختی و آسونیِ ساختن و روندنِ این وسایل به سازنده و راننده هم بستگی داره و کاملاً موردی و نِسبیه؛ ولی سادگی و پیچیدگیِ سیستم، نِسبی نیست و برای همه ثابته.

+ حالا این‌ها چه ربطی به بن ماضی «شکیب» داره؟!

ـ صبر داشته باش! به نظر میاد زبان، یا دست‌کم زبان فارسی، داره ساده‌تر می‌شه؛ یعنی به‌سمت استثنازدایی یا همون قاعده‌مندی می‌ره. استثنای کم‌تر یعنی همون قواعدِ کم‌تر و این یعنی پیچیدگیِ کم‌تر و سادگیِ بیش‌تر.

+ یعنی هرچی استثناهای دستوری زبان کم‌تر بشن، تعداد قواعد دستوریش کم‌تر می‌شه، و زبان خودبه‌خود ساده‌تر می‌شه. ولی باز هم ربطش به بن ماضی «شکیب» رو نفهمیدم.

ـ دقیقاً. ببین، صورت‌های بی‌قاعدۀ فعل‌ها یه‌جور استثنا محسوب می‌شن؛ چون گویش‌ور زبان باید یه قاعدۀ اضافی براشون حفظ کنه و این یادگیری و به‌کارگیریِ زبان رو سخت‌تر می‌کنه؛ برای همین سعی می‌کنه اون بی‌قاعدگی یا همون استثنا رو یه‌جوری به‌مرور برطرف کنه تا قواعد زبانش کم‌تر بشه و زبانش ساده‌تر بشه.

+ یه ذره گیج شدم. می‌تونی براش مثال بیاری؟

ـ آره. مثلاً همون «شکیب» که حرفش بود، مصدرش «شکیفتن» بوده؛ چون بن ماضیش «شکیفت» بود. یعنی به‌جای این‌که بن ماضیش رو با اضافه‌کردنِ «ـ‌ید» به بن مضارعش بسازن، یهو از قاعده تخطی می‌کردن و می‌گفتن «شکیفت».

+ که این‌طور! نکنه «پرهیز» هم این ماجرا رو داشته؟

ـ آره، بن ماضیش می‌شده «پرهیخت»؛ حتی «مالیدن» و «لیسیدن» و «سنجیدن» هم قبلاً «مُشتن» و «لِشتن» و «سَختن» بوده‌ن و بعداً به‌مرور زمان قاعده‌مند شده‌ن.

+ عجب! حالا که این رو گفتی، یادم به فسقلی افتاد. امروز همین که بابام رسید خونه، گفت: «بابایی، مامانی غذا رو پَزید.» یعنی اون هم داشته نادونسته از همین قاعده‌مندی و استثنازدایی یا به‌قول تو، از پیچیده‌زدایی و ساده‌سازی استفاده می‌کرده؟

ـ هم آره، هم نه. آره، چون مبنا و نتیجۀ کارش همونه. نه، چون صورت بی‌قاعدۀ «پَزیدن» یعنی «پختن» هنوز به گوشش نخورده و نمی‌دونه اصلاً همچین واژه‌ای وجود داره. اون فقط داره قیاس می‌کنه و با قیاس، قاعده استخراج می‌کنه و از قاعده‌ش پی‌رَوی می‌کنه.

+ عجب...، پس فسقلیِ ما هم دستوردانی بوده برا خودش و نمی‌دونستیم!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1286 143
‌
‌
‌
✍🏻 گپ‌های زبان‌محورانۀ آرمین و آرمان
گپ اول: مصدرهای بدون بن‌ ماضی
‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـ تا حالا متوجه شدی که بعضی از مصدرها انگار صورت ماضی ندارن؟

+ صورت ماضی ندارن؟ مثلاً کدوم مصدرها؟

ـ مثلاً مصدر «مالیدن» و «لیسیدن» و «سنجیدن».

+ کی گفته صورت ماضی ندارن؟! کافیه اون «ـَ‌نِ مصدرساز» رو از آخرشون برداری: مالید، لیسید، سنجید.

ـ به عبارت دیگه، انگار یه «ـ‌ید» به بن مضارع «مال» و «لیس» و «سنج» اضافه می‌کنیم و بن ماضی می‌سازیم.

+ تو از اون ور به ماجرا نگاه کردی؛ ولی آره، این هم درسته.

ـ خب، اگه این‌جوریه، چرا «پرهیزید» نداریم؟

+ چون اون رو با «کرد» ترکیب می‌کنیم و «پرهیز کرد» رو باهاش می‌سازیم.

ـ باشه، اون‌وقت «شکیب» چی؟ برای اون نه «شکیبید» داریم، نه «شکیب کرد».

+ شکیب؟ مگه «شکیب» هم بن مضارعه؟ اصلاً مگه بُنه؟

ـ بله که بُنه.

+ من گمون می‌کردم اسمه.

ـ خب اسم هم هست. همۀ بن‌ها مقولۀ دستوری‌شون اسمه.

+ تو یه چیزی می‌خوای بگی که داری این سؤال‌ها رو می‌پرسی. چی تو سرته؟

ـ خب آره راستش؛ اما نمی‌خوام رک‌وپوست‌کنده بگم. دوست دارم یه‌نمه ذهنت رو مشغول کنم. فعلاً به همین‌ها فکر کن تا بعداً برات بگم چی می‌خواستم بگم.

+ جالب شد برام. باشه، حله. بازم بهش فکر می‌کنم.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1285 189
معین‌نامک | معین پایدار ‌ ‌ ✍🏻 ساختار فعل‌ها در زبان فارسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ⚜️ فعل‌ها از نظر ساختار، ۴ دسته‌اند: ۱. ساده/ بسیط ۲. پیش‌وندی ۳. مرکب ۴. گروهی ◾️ فعل‌های ساده یا بسیط فعل‌هایی هستند که در حالت مصدری، هیچ…
‌‌
‌
✍🏻 کلیشهٔ هم‌کَردِ «کردن»
و خطر فقر تنوع لُغوی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ به این عبارت‌های مصدری دقت کنید:


گمان بردن، شک بردن
تلفن زدن، جارو زدن
فراهم آوردن
حمام رفتن، پارتی رفتن
جلسه گذاشتن



⚜️ می‌بینید بخش دومشان چه تنوعی دارد؟
اکنون به این عبارت‌های مصدری نگاه کنید:


گمان کردن، شک کردن
تلفن کردن، جارو کردن
فراهم کردن
حمام کردن، پارتی کردن
جلسه کردن



⚜️ همان‌گونه که می‌بینید، هم‌کردِ «کردن» جای همهٔ هم‌کردهای دیگر را گرفته است.


⚜️ این پدیده خواه‌خواه به ساده‌ترشدن زبان کمک می‌کند و از این بابت شاید مثبت تلقی شود؛ اما دستِ‌کم یک اِشکال ایجاد می‌کند:


🔰 تنوعِ هم‌کردها را از میان می‌بَرد و موجب تکرار و تکررِ «کردن» در کلام می‌شود و زیبایی آواییِ متن را از میان می‌برد. به متن زیر توجه کنید:


🔅 فکر می‌کردم امروز به من تلفن می‌کند؛ اما شک کردم که اصلاً یادش مانده یا نه؛ برای همین خودم به او تلفن کردم و گفتم قرار است امشب پارتی کنیم و بهتر است از همین حالا وسایل را فراهم کنیم. بعد از این‌که خانه را جارو کردم، حمام کردم و آماده شدم. قرار شد فردا هم جلسه کنیم.



⚜️ اکنون همین متن را با تنوع هم‌کردی بازنویسی می‌کنیم:


🔅 فکر می‌کردم امروز به من تلفن می‌زند؛ اما شک داشتم که اصلاً یادش مانده یا نه؛ برای همین خودم به او تلفن زدم و گفتم قرار است امشب پارتی داشته باشیم و بهتر است از همین حالا وسایل را فراهم آوریم. بعد از این‌که خانه را جارو زدم، حمام رفتم و آماده شدم. قرار شد فردا هم جلسه بگذاریم.



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1284 251
معین‌نامک | معین پایدار ‌ ‌ ✍🏻 ساختار واژه‌ها در زبان فارسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ⚜️ واژه‌ها از نظر ساختار واژگانی، به ۴ دسته تقسیم می‌شوند: ۱. ساده/ بسیط ۲. مشتق ۳. مرکب ۴. مشتق‌مرکب ◾️ واژه‌های ساده یا بسیط یک تک‌واژِ آزادِ…
‌
‌
✍🏻 ساختار فعل‌ها در زبان فارسی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ فعل‌ها از نظر ساختار، ۴ دسته‌اند:

۱. ساده/ بسیط
۲. پیش‌وندی
۳. مرکب
۴. گروهی


◾️ فعل‌های ساده یا بسیط فعل‌هایی هستند که در حالت مصدری، هیچ عنصر اضافه‌ای ندارند؛ یعنی مصدرشان از بن ماضی و پس‌وند «ـَ‌ن» تشکیل شده است.

مصدر: رفتن (رفت + ـَ‌ن)
او رفت.
او می‌رود.


◾️ فعل‌های پیش‌وندی فعل‌هایی هستند که از یک پیش‌وند و یک فعل ساده تشکیل شده‌اند و معنایشان با آن فعل ساده فرق دارد.

دزد دررَفت: در (پیش‌وند) + فعل ساده (رَفت)
دزد درمی‌رود: در (پیش‌وند) + فعل ساده (می‌رود)


◾️ فعل‌های مرکب فعل‌هایی هستند که از دو واژۀ مستقل تشکیل شده‌اند. به واژۀ اول «هم‌راه» و به واژۀ دوم «هم‌کَرد» می‌گویند. هم‌راهْ می‌تواند اسم یا صفت یا قید باشد؛ اما هم‌کردْ فقط فعل است.

پارچه آب رفت: آب (هم‌راه) + رفت (هم‌کَرد)
پارچه آب می‌رود: آب (هم‌راه) + می‌رود (هم‌کَرد)


◾️ فعل‌های گروهی فعل‌هایی هستند که از یک بخشِ غیرفعلی و یک بخشِ فعلی تشکیل شده‌اند. بخش غیرفعلی از یک گروه حرفِ‌اضافه‌ای و یک گروه اسمی درست شده؛ بخش فعلی از یک فعلِ ساده یا پیش‌وندی یا مرکب درست شده است.

فرصت از دست رفت: از دست (گروه حرفِ‌اضافه‌ای) + رفت (فعل ساده)
فرصت از دست می‌رود: از دست (گروه حرفِ‌اضافه‌ای) + می‌رود (فعل ساده)


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1283 337
‌
‌
امشب واپسین «شب‌داستان»
و داستان‌خوانیِ قمارباز است.



اما داستانِ بعدیِ شب‌داستان را
با اندکی توقف آغاز خواهیم کرد


ارتش تک‌نفره (Die Ein Mann Armee)

نوشتۀ موآسیر اسکلیر (Moacyr Scliar)
ترجمۀ ناصر غیاثی
نشر فرهنگ نو


🔅 اصل متن داستان به‌زبان پرتغالی نوشته شده؛ اما ناصر غیاثی آن را از آلمانی به فارسی ترجمه کرده. ارتش تک‌نفره داستانی طنزآمیز است با ته‌مایۀ اقتصادِ سیاسی، و راوی منش و کنش متوهمی عصیان‌گر و آرمان‌گراست به‌نام مایر گوینزبرگ که به «فرمان‌دِه بیروبیجان» مشهور شده و می‌خواهد با جهان‌خواریِ جورآلودۀ امپریالیسم درآویزد؛ اما چون هیچ کس آرایَش را جدی نمی‌گیرد و به آرمانش وقعی نمی‌نهد، بر آن می‌شود که یک‌تنه به ستیز با دشمن فرضی برخیزد و در این راه ارتشی تک‌نفره می‌سازد؛ البته در این خیزشِ تعالی‌جویانه و دشمن‌شکنانه، چندان هم تنها نیست و از هم‌یاریِ رفیق‌ْ بُز و رفیق‌ْ خوک و رفیق‌ْ مرغ برخوردار است!
‌‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1282 325
‌
‌
✍🏻 ساختار واژه‌ها در زبان فارسی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ واژه‌ها از نظر ساختار واژگانی، به ۴ دسته تقسیم می‌شوند:

۱. ساده/ بسیط
۲. مشتق
۳. مرکب
۴. مشتق‌مرکب


◾️ واژه‌های ساده یا بسیط یک تک‌واژِ آزادِ تک‌جزئی هستند و قابل‌تجزیه نیستند.

خوش
خوش (تک‌واژ آزاد)


◾️ واژه‌های مشتق از یک تک‌واژ آزاد و یک یا چند وند اشتقاقی تشکیل شده‌اند.

خوشی
خوش (تک‌واژ آزاد) + ـ‌ی (تک‌واژ وابسته)


◾️ واژه‌های مرکب از دو یا چند تک‌واژ آزاد تشکیل شده‌اند، بدون آن‌که وندی بگیرند.

خوش‌نویس
خوش (تک‌واژ آزاد) + نویس (تک‌واژ آزاد)


◾️ واژه‌های مشتق‌مرکب از یک یا چند تک‌واژ آزاد و یک یا چند وند اشتقاقی تشکیل شده‌اند.

خوش‌نویسی
خوش (تک‌واژ آزاد) + نویس (تک‌واژ آزاد) + ـ‌ی (تک‌واژ وابسته)


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1280 316
‌
‌
✍🏻 روز ملی سینما فرخنده!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ امروز، ۲۱ شهریور، روز ملی سینماست. به‌سهم خودم این روز را به تمامی سینماگران و سینمادوستان شادباش می‌گویم.


⚜️ نمی‌توانم مدعی باشم که اهل سینما هستم؛ ولی تلاش کرده‌ام از مسیر رشتهٔ خودم، زبان‌شناسی، راهی به عرصهٔ سینما بگشایم.


⚜️ آن‌چه می‌خوانید، مصاحبه‌ام با ایسناست که در آن دربارهٔ اصول ویرایش فیلم‌نامه و مشاورهٔ زبانی در سینما توضیح داده‌ام.


🔰 محتوای مصاحبه:

ـ ماجرای جلسات زبانی‌سینمایی فیلم‌خوانی
ـ اصول هفت‌گانهٔ ویرایش فیلم‌نامه
ـ داوری زبانی در جشنوارهٔ فیلم فجر ۱۳۹۷
ـ تفاوت ویرایش کتاب با ویرایش فیلم‌نامه


🔅 مصاحبهٔ ایسنا با معین پایدار


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1277 324
معین‌نامک | معین پایدار ⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواسته‌ام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آن‌ها هم‌حس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. دومین صوتک را از خانم توران محمدی می‌شنوید. 🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری می‌خواند…
Audio
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواسته‌ام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آن‌ها هم‌حس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. سومین صوتک را از خانم افسانه سابقی می‌شنوید.


🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری می‌خواند و قاجاری می‌نگارد. این واژه نوواژه‌ای طنزآمیز و غیررسمی و از برساخته‌های محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» به‌قیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌
‌
🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1276 1.03K
‌
‌
✍🏻 «که»‌های نیش‌ترمزی را حذف کن
‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ سیدحمید حیدری‌ثانی در کانال آموزشی‌اش به‌نامِ خانۀ ویراستار، در مطلبی با عنوان «’که‘ همیشه بی‌گناه نیست»، دربارۀ «که»‌های نیش‌ترمزی نوشته است:

گاهی در ویرایش یک جمله، فقط با حذف یک «که» جمله ناگهان جان می‌گیرد.


و سپس نمونه‌ای پُر«که» آورده و با «که»پیرایی، نشان داده که در برخی جمله‌ها، نبود یا حذف «که» موجب روانیِ جمله می‌شود.


⚜️ در جلسات محفل شب‌داستان که با علاقه‌مندان ادبیاتْ کتاب قمارباز داستایفسکی را می‌خوانیم، به تکه‌ای از ترجمۀ سروش حبیبی برخوردم که نمونۀ بارز همین «که»‌های نالازمِ نیش‌ترمزی است:

قسم می‌خورم که اگر ممکن می‌بود که خنجر تیزی را نرم‌نرمک در سینه‌اش فرو کنم گمان می‌کنم که خودداری نمی‌کردم و از این کار لذت بسیار می‌بردم. با این حال به همه‌ی مقدسات سوگند می‌خورم که آن روز که روی قله‌ی شلانگنبرگ بودیم، روی همان تیغه‌ای که همه برای تماشا به آن بالا می‌روند، اگر به من گفته بود «خودتان را فرو اندازید»، بی‌درنگ خود را به دره انداخته بودم، آن هم با لذت.



⚜️ در نمونۀ بالا، «که»‌هایی که بُلدشان کرده‌ام نالازم و نیش‌ترمزی و «که‌»‌هایی که زیرشان خط کشیده‌ام بجا و لازم‌اند. در ادامه، همان متن را بدون «که»‌های نالازم و با ویرایش صوریِ حداقلی می‌بینید:


‌قسم می‌خورم اگر ممکن می‌بود خنجر تیزی را نرم‌نرمک در سینه‌اش فروکنم، گمان می‌کنم خودداری نمی‌کردم و از این کار لذت بسیار می‌بردم. بااین‌حال به همه‌ی مقدسات سوگند می‌خورم آن روز که روی قله‌ی شلانگن‌بِرگ بودیم، روی همان تیغه‌ای که همه برای تماشا به آن بالا می‌روند، اگر به من گفته بود «خودتان را فرواَندازید»، بی‌درنگ خود را به درّه انداخته بودم، آن هم با لذت.‌



⚜️ می‌بینید چه‌قدر روان‌تر و خوش‌خوان‌تر شد؟ این «که»‌ها به‌جای آن‌که جمله را روان‌تر کنند، مثل نیش‌ترمز، سرعتِ خواندنِ خواننده را می‌گیرند و موجب می‌شوند موقع خواندنْ اصطلاحاً ریپ بزند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1273 295
‌
‌
✍🏻 واژهای شباهت‌ساز


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـ انه: شاهانه، مستانه، رِندانه

ـ وار: شاه‌وار، عیسی‌وار، دیوانه‌وار

ـ وَش: پَری‌وش، مَه‌وش، خوروَش

ـ فَش: اژدهافش، جادوفش، شیرفش

ـ گون: قیرگون، نیل‌گون، گُل‌گون

ـ گونه: بیمارگونه، آرام‌گونه، گندم‌گونه

ـ آسا: برق‌آسا، رعدآسا، پیل‌آسا

ـ سا: مَه‌سا، پلنگ‌سا، شیرسا

ـ سان: سگ‌سان، گربه‌سان، پَری‌سان

ـ دیس: مَه‌دیس، گُل‌دیس، حوردیس

ـ دیز: شب‌دیز، مَه‌دیز، خوردیز

ـ شکل: دایره‌شکل، مکعب‌شکل، دیوشکل

ـ طور: وحشی‌طور، نَرم‌طور، ایرانی‌طور

ـ مان: ماه‌مان، حورمان، پَری‌مان

شِبهِ ـ: شِبهِ‌مترادف، شِبهِ‌دارو، شِبهِ‌انسان


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 توجه:

۱. عناصری که در این سیاهه آورده‌ام، لزوماً وند (تک‌واژ وابسته) نیستند. شماری از آن‌ها بن مضارع و شماری دیگر اسم هستند (تک‌واژ آزاد)؛ برای همین در عنوان این فرسته، به‌جای لفظ «وند» از لفظ «واژ» بهره برده‌ام.

۲.
برخی از این واژها صورت آواییِ دیگری از واژی است که در این سیاهه آورده‌ام؛ ازجمله «دیس» و «دیز» و نیز «سا» و «آسا». در فرسته‌های آینده، دربارۀ هر واژ یا هر دسته واژ، بیش‌تر و دقیق‌تر توضیح خواهم داد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔏 در گردآوری این سیاهه
از این کتاب کمک گرفته‌ام:

فرهنگ وندهای زبان فارسی
به‌کوششِ ضیاءالدین هاجری
نشر آوای نور


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1272 400
معین‌نامک | معین پایدار ‌‌ ⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواسته‌ام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آن‌ها هم‌حس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. اولین صوتک را از خانم ناهیده قربان‌زاده می‌شنوید. 🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری…
Audio
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواسته‌ام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آن‌ها هم‌حس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. دومین صوتک را از خانم توران محمدی می‌شنوید.


🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری می‌خواند و قاجاری می‌نگارد. این واژه نوواژه‌ای طنزآمیز و غیررسمی و از برساخته‌های محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» به‌قیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌
‌
🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1269 304
معین‌نامک | معین پایدار ‌‌ ‌ ✍🏻 محفل قهوهٔ قجری قاجارخوانی و قاجارنویسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔰 منبع محفل: کتابِ جریدۀ فریده 🔰 زمان برگزاری محفل: از ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، روزهای فرد از ساعت ۱۴:۳۰ تا ساعت ۱۶:۰۰ …
Audio
‌‌
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواسته‌ام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آن‌ها هم‌حس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. اولین صوتک را از خانم ناهیده قربان‌زاده می‌شنوید.


🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری می‌خواند و قاجاری می‌نگارد. این واژه نوواژه‌ای طنزآمیز و غیررسمی و از برساخته‌های محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» به‌قیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
‌
‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌
‌
🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1266 306
معین‌نامک | معین پایدار در این روش، معادل‌یابی با توجه به ساختارِ اصطلاحِ بیگانه صورت می‌گیرد، به این معنی که در مقابلِ هر جزءِ معنی‌دارِ اصطلاحِ بیگانه، یک جزءِ معنی‌دار در زبان فارسی قرار داده می‌شود.
‌

در این ویدئو، گزارشی می‌بینید از رژهٔ ارتش تاجیکستان به‌مناسبت سی‌و‌پنجمین سال‌گرد استقلال آن کشور.

در دقیقهٔ ۱:۳۷ ویدئو، واژه‌ای به کار رفته که نمونهٔ گرده‌برداری است: دَهشَت‌افکن.


«دهشت‌افکن» یعنی کسی که ترس ایجاد می‌کند و در دل دیگران وحشت می‌افکند، و این همان تعریف «تروریست» است:

terrorist = terror + -ist


پس‌وندِ ist در اغلبِ موارد فاعل می‌سازد‌. واژهٔ terror نیز معنای ویژه‌ای دارد که هسته‌اش «وحشت» و «ترس‌افکنی» است:

extreme fear, or violent action that causes fear


«دهشت‌افکن» با استفاده از روش «گرده‌برداری» ساخته شده است:

(دهشت: terror) + (افکن: ist-)

‌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌
‌
🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1245 541
‌
✍🏻 ریشه، پایه، سِتاک


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ اگر پای حرف‌های تخصصی زبان‌شناسان بنشینید، احتمالاً اصطلاحاتی را از آنان می‌شنوید که یا اساساً آن‌ها را نشنیده‌اید یا شنیده‌اید ولی با آن‌چه قبلاً آموخته‌اید نامنطبق می‌بینید.


⚜️ در حوزۀ واژشناسی، سه اصطلاح «ریشه» و «پایه» و «ستاک» بنیادین و پرکاربردند؛ البته زبان‌شناسان تعریف‌های گوناگون ولی کم‌اختلاف و نزدیکِ‌هم ارائه داده‌اند.


ریشه (root): هر نوع عنصر واژگانی که هنوز هیچ وندی، چه تصریفی چه اشتقاقی، به‌ خود نپذیرفته است

نمونه: کتاب، زیرک، خور (ریشۀ ناگذشته)، گفت (ریشۀ گذشته)


ستاک (stem): هر صورتی از واژه، پیش از دریافت وند تصریفی

نمونه: کتاب، زیرک، خور (ستاک ناگذشته)، گفت (ستاک گذشته)، دیده، هوش‌مندانه، خوش‌برخورد


پایه (base): هر نوع تک‌واژ آزاد (صرفِ‌نظر از وندهایش) که ظرفیت پذیرش وند داشته باشد

نمونه: واژه‌های «برادر» و «برادری» و «برادرها» پایه‌اند؛ زیرا ظرفیت پذیرش وندهایی مانندِ «ــَ‌م» و «ـها» و «(ی)‌ـَم» را دارند.


⚜️ با توجه‌ به تعریف‌ها و نمونه‌های بالا، می‌توان چنین استنباط کرد:

۱. هر ریشه‌ای می‌تواند ستاک و پایه باشد؛ ولی هر ستاک و پایه‌ای نمی‌تواند ریشه باشد.

۲. هر ستاکی می‌تواند پایه باشد؛ ولی هر پایه‌ای نمی‌تواند ستاک باشد.


⚜️ شایان یادآوری است که تعریف‌ها و نمونه‌ها‌ی این اصطلاح‌ها بر اساس زبان‌شناسیِ هم‌زمانی است و در زبان‌شناسیِ دَرزمانی، تعریف‌ و نمونه‌های «ریشه» با آن‌چه در بالا آمده، تا حدودی متفاوت است.


🔏 منبع تعریف‌ها و نمونه‌ها (با اندکی تصرف):

مبانی زبان‌شناسی، نوشتۀ جلال رحیمیان، انتشارات دانشگاه شیراز، ص ۹۰ و ۹۳ و ۹۴.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1239 319
‌
‌
✍🏻 «آسمان‌خراش» و روش گرده‌برداری


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ سوم سپتامبر سال‌روز جهانی skyscraper است. این مناسبتْ غیررسمی است و به‌سبب زادروز لوئیس سالیوان (Louis H. Sullivan)، معمار برجستهٔ آمریکایی و پیش‌گام معماری این پدیده، انتخاب شده است. او در ۳ سپتامبر ۱۸۵۶ متولد شده است.


🔰 در فارسی، برابر skyscraper واژۀ «آسمان‌خراش» را برساخته‌اند. دو نکتۀ واژگانی دربارۀ این واژه شایان اشاره است:


1️⃣ برساختِ آسمان‌خراش برابرِ skyscraper با استفاده از روش «گرده‌برداری» صورت گرفته است. گرده‌برداری یکی از روش‌های واژه‌گزینی است. در جزوۀ اصول و ضوابط واژه‌گزینی فرهنگستان آمده است:

در این روش، معادل‌یابی با توجه به ساختارِ اصطلاحِ بیگانه صورت می‌گیرد، به این معنی که در مقابلِ هر جزءِ معنی‌دارِ اصطلاحِ بیگانه، یک جزءِ معنی‌دار در زبان فارسی قرار داده می‌شود.

‌
‌
⚜️ در ادامه، چند واژۀ دیگری را می‌بینیم که با استفاده از روش گرده‌برداری ساخته شده‌اند:

بلندگو (loudspeaker)
سیب‌زمینی (pomme de terre)
تراکُنِش (transaction)
راه‌آهن (chemin de fer)
زبان‌گنجشک (لِسانُ الْعُصْفور)
گاوزبان (لِسانُ الثّور)


2️⃣ ساختار واژگانیِ skyscraper و آسمان‌خراش به‌لحاظ تطبیقی چنین است:

(sky: آسمان) + (scrap: خراش | + -er: -)


⚜️ چنان‌که می‌بینیم، گویا در آسمان‌خراش، واژی برابرِ پس‌وندِ er قرار نداده‌اند؛ اما چنین نیست؛ زیرا آسمان‌خراش از نظر ساختارِ واژگانی، اصطلاحاً «مُرکّب مقلوب مُرخّم» است.

ـ چرا مرکب؟
ـ چون از دو جزءِ با معنای مستقل درست شده است.

ـ چرا مقلوب؟
ـ چون ترتیب اجزایش برعکس شده است.

ـ چرا مرخم؟
ـ چون فرض بر این است که «خراش» در اصلْ «خراشنده» بوده و «-َنده» از آخرش حذف شده است.

⚜️ بنابراین «آسمان‌خراش» در اصلْ «خراشندۀ آسمان» بوده که اول مقلوب (آسمان‌خراشنده) و سپس مرخم (آسمان‌خراش) شده است.


⚜️ ساختارِ واژگانیِ «مرکب مقلوب مرخم» در فارسی بسیار فراوان و زایاست. در ادامه، شماری از واژه‌هایی را می‌بینیم که با این ساختار منطبق‌اند:

گُل‌فروش (فروشندۀ گُل ـ گُل‌فروشنده)
چاقوساز (سازندۀ چاقو ـ چاقوسازنده)
کتاب‌خوان (خوانندۀ کتاب ـ کتاب‌خواننده)
دعا‌نویس (نویسندۀ دعا ـ دعانویسنده)
آدم‌کُش (کُشندۀ آدم ـ آدم‌کُشنده)
سنتورنواز (نوازندۀ سنتور ـ سنتورنوازنده)
دروغ‌گو (گویندۀ دروغ ـ دروغ‌گوینده)


🔏 توضیح مفهوم «گرده‌برداری» و شماری از نمونه‌های آن را از این‌جا برگرفته‌ام:

جزوۀ اصول و ضوابط واژه‌گزینی، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه واژه‌گزینی)، ویرایش سوم (خرداد ۱۳۸۸)


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Post #1226 350
‌
‌
✍🏻 نویسندگی در کشاکش میانِ
جمعیت مقیم و رفعت مقام



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⚜️ در کشور ما تا نیم قرن پیش، هر کسی خود را شایستۀ آن نمی‌دید که قلم به دست گیرد. ساحت نویسندگی حرمت داشت و هر جویای نامی را به حریم آن راه نبود.


⚜️ نیاز به نشر معارف و دانش‌های نوین، نشر مطبوعات و گسترش امکانات صنعت چاپْ هنر نویسندگی و فن ترجمه را بازاری ساخت و هرچند موقتاً از وزن و رفعت آن کاست، در ازاء به آن وسعت و تنوع بخشید.


⚜️ از این روند به هیچ روی نباید متأسف بود. صناعت نویسندگی هم‌چون فنون ورزشی هرچه عام‌تر شود، قهرمانان بیش‌تری می‌پرورد.


🔏 مقالۀ «آداب ویراستاری»، نوشتۀ احمد سمیعی گیلانی، چاپ‌شده در کتابِ دربارۀ ویرایش؛ برگزیدۀ مقاله‌های نشر دانش (۱)، صفحات ۲۲ و ۲۳.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔰 معین پایدار


🆔
@moeennaamak
‌
‌
Older posts →

About this channel

How can I read @moeennaamak without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for معین‌نامک | معین پایدار: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does معین‌نامک | معین پایدار have?
معین‌نامک | معین پایدار (@moeennaamak) has 1.12K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does معین‌نامک | معین پایدار know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →