امشب واپسین «شبداستان»
و داستانخوانیِ قمارباز است.
اما داستانِ بعدیِ شبداستان را
با اندکی توقف آغاز خواهیم کرد
ارتش تکنفره (Die Ein Mann Armee)
نوشتۀ موآسیر اسکلیر (Moacyr Scliar)
ترجمۀ ناصر غیاثی
نشر فرهنگ نو
🔅 اصل متن داستان بهزبان پرتغالی نوشته شده؛ اما ناصر غیاثی آن را از آلمانی به فارسی ترجمه کرده. ارتش تکنفره داستانی طنزآمیز است با تهمایۀ اقتصادِ سیاسی، و راویِ منش و کنش متوهمی عصیانگر و آرمانگراست بهنام مایر گوینزبرگ که به «فرماندِه بیروبیجان» مشهور شده و میخواهد با جهانخواریِ جورآلودۀ امپریالیسم درآویزد؛ اما چون هیچ کس آرایَش را جدی نمیگیرد و به آرمانش وقعی نمینهد، بر آن میشود که یکتنه به ستیز با دشمن فرضی برخیزد و در این راه ارتشی تکنفره میسازد؛ البته در این خیزشِ تعالیجویانه و دشمنشکنانه، چندان هم تنها نیست و از همیاریِ رفیقْ بُز و رفیقْ خوک و رفیقْ مرغ برخوردار است!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
Post #1283
353
