جنون
مترجم: ساشا
#21
میگه.
+ موهاتو بلوند بذار.
با تعجب میگم.
- چی؟ نکنه یکی از آدمهاتون فتیش موی بلوند داره؟
من از اونا دستور مستقیم نمیگیرم.
با همون لحن آرومش میپرسه.
+ مشکلیه؟
همون لحن آرومی که حتی سرسختترین جنایتکارها رو هم میترسونه.
+ بذار اینطوری بگم... ممکنه دیشب یکی تو رو دیده باشه. میخوام گمراهشون کنم و راستش، عزیزم، خودت بهتر از این میدونی که نباید منو سوالپیچ کنی.
بعد میگه.
+ سه ساعت دیگه میبینمت. دقیقتر بخوام بگم، دو ساعت و چهل و هشت دقیقه دیگه.
تماس قطع میشه.
روی گوشیم تایمر میذارم، مشتم رو میکوبم توی بالش و دوباره سرم رو روی تخت میذارم.
لعنتی، از خستگی له شدم.
انگار فقط چند دقیقه گذشته که صدای زنگ تایمر دوباره بلند میشه.
زیر لب، خطاب به یه آدم نامعلوم میگم.
- خدایا... من میخوام برم تعطیلات، هزینهشم با هرکی که باشه.
خوشبختانه این بار که چشمهام رو باز میکنم، خبری از اون سایهها نیست.
چه بلایی سرم اومده؟
دیوونهوارترین و واقعیترین خوابهای عمرم رو دیدم.
الان حتی از قبله خوابیدن هم حالم بدتره.
Post #14489
3.1K
رمانممنوعهبزرگسال| 𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐒 جنون مترجم : ساشا #20 میگه. + شنیدم. بعد ادامه میده. + ولی بهت نیاز داریم، دختر. یه کار فوری توی اسکله داریم. سه ساعت دیگه باید اونجا باشی. میتونی انجامش بدی؟ پشت تلفن طوری حرف میزنه که انگار داره درخواست میکنه، ولی من حقیقت رو میدونم. اگه نرم،…
- ❤ 17
- 👍 3