این ویدیو از کانال Bplus Podcast رو میدیدم، دربارهی اینکه چرا ارتش در بعضی کشورها برای دههها قدرت رو قبضه میکنه و چرا در بعضی دیگه بالاخره به پادگان برمیگرده. برای این کار سرنوشتِ متفاوتِ دو کشور رو مقایسه میکرد: پاکستان و کره جنوبی. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
🔽 دولت پنهان و پرسش اصلی
منظور از «دولت عمیق» همون هستهی سختِ قدرته که با تغییرِ دولتها یا حتی بازنویسیِ قانون اساسی سرِ جاش میمونه. حالا اگر این هسته «نظامی» باشه چی؟ چه چیزی باعث میشه ارتش دههها در رأس بمونه، و چطور ممکنه یک ارتشِ قدرتمند از سیاست دست بکشه؟
🗂 الگوی پاکستان، تسلطِ ابدی
ارتش پاکستان در عمرِ کمتر از ۸۰ سالهی این کشور ۳ بار کودتای موفق کرده و حتی نخستوزیر منتخب رو اعدام کرده امروز فرماندهی ارتش قدرتی بیشتر از نخستوزیر داره جالب اینکه در شکستِ بزرگِ ۱۹۷۱ (تجزیهی کشور و تشکیلِ بنگلادش و اسارتِ ۹۰ هزار نظامی) هم بهجای عقبنشینی، تیترِ «پیروزی در همهی جبههها» زدن.
🔎 سه گامِ ارتش برای قبضهی قدرت
۱. پر کردنِ خلأ نهادی: بعد از استقلال (۱۹۴۷)، پاکستان احزاب و دیوانسالاریِ کارآمد نداشت و ارتش که میراثِ منظمِ استعمار بریتانیا بود، تنها ساختارِ منسجمِ کشور شد
۲. ایدئولوژیِ هویتی: ارتش با تعریفِ «تهدیدِ وجودیِ دائمی از سوی هند» خودش رو تنها پاسدارِ بقای کشور معرفی کرد و تا ۷۰ درصدِ بودجه رو بلعید
۳. امپراتوریِ اقتصادی: نظامیگری در پاکستان یک طبقهی اجتماعیِ مجزاست؛ بنیادهای نظامی (مثلِ فوجی) از بازارِ کود و سیمان تا بانکداری و خطوطِ هوایی رو قبضه کردن و افسرهای بازنشسته مدیرعاملِ این بنگاههای معاف از مالیات میشن
💬 الگوی کره جنوبی، بازگشت به پادگان
نقطهی شروع شبیهِ پاکستان بود: ۱۹۶۱ ژنرال پارک با کودتا قدرت رو گرفت و ۲۵ سال با سرکوبِ خشن حاکم بود. ولی اوایلِ دههی ۹۰ نهتنها دولتِ غیرنظامی مستقر شد، بلکه دو رئیسجمهورِ نظامیِ سابق محاکمه و به حبسِ ابد و اعدام محکوم شدن.
🤖 سه تفاوتِ بنیادین که باعثِ خروجِ ارتش شد
۱. معماریِ پول: کمکهای آمریکا مستقیم به دولت داده میشد، نه ارتش. پس ارتش از نظرِ بودجهای زیرمجموعهی دولت بود نه یک نهادِ مالیِ مستقل
۲. نبودِ شرکتداریِ مستقیم: ارتش بهجای تأسیسِ کارخانه، از شرکتهای خانوادگیِ بزرگ (چایبولها مثلِ سامسونگ و هیوندای) حمایت کرد، این شرکتها شریکِ ارتش بودن ولی ساختارِ مستقل داشتن
۳. ایدئولوژیِ عملگرا: توجیهِ حضورِ ارتش «توسعهی اقتصادی» بود نه رسالتِ مقدس، و وقتی ثابت شد توسعه بدونِ سرکوب هم ممکنه، این بهانه فرو ریخت
👥 مدلِ «آرمیچر» و درسِ نهایی ویدیو
بقای حکومتِ نظامی رو به یک آرمیچر با سه سیمپیچ تشبیه میکنه: قدرتِ سیاسی، ایدئولوژیِ توجیهی، و امپراتوریِ اقتصادی. در پاکستان هر سه سیمپیچ کاملا به محورِ ارتش جوش خورده؛ ولی در کره، سیمپیچِ اقتصادی (چایبولها) با گره خوردن به بازارهای جهانی مسیرش رو جدا کرد و سیمپیچِ ایدئولوژی هم با موفقیتِ جامعهی مدنی باطل شد، پس آرمیچر از کار افتاد.
پیامِ نهایی اینه که برای پیشبینیِ خروجِ نظامیان از قدرت، نباید فقط به حجمِ اعتراضاتِ خیابانی نگاه کرد؛ بلکه باید پرسید: آیا اقتصاد در انحصارِ مستقیمِ ارتشه یا شرکای مستقلی هست که شکافِ منافع پیدا کنن؟ و آیا روایتِ حکومت «هویتی/مقدس» است (که شکست رو نمیپذیره) یا «توسعهگرا» (که با شواهدِ عینی ابطالپذیره)؟
🔗 https://youtu.be/U5ViHuIgUq8
✈️ @Mirage_Notes