این اپیزود طبقه ۱۶ با مهراد هیدن برای من بیشتر از اینکه درباره رپ یا زدبازی باشه، درباره فرآیند ساختنه. درباره اینکه یک آدم چطور سالها خودش رو تو موسیقی نگه میداره، چطور رقابت میکنه، چطور از اتهام و فشار و تغییر سلیقه مخاطب، به جای فرار کردن، سوخت میسازه.
🔻 گفتوگو از چیزهای پراکنده شروع میشه، تورنتو، هوا، نور، خاطره، کودکی، حس عقب موندن، جغرافیا. ولی کمکم میرسه به نقطه اصلی هیدن، اینکه خیلی رقابتیه. خودش میگه از بچگی همینطور بوده. یک جایی هم تعریف میکنه وقتی بهش گفتن بیتهاش رو از جاهای دیگر برمیداره، به جای اینکه فقط دفاع کنه، رفت تولید موسیقی و بیتسازی رو جدیتر یاد گرفت.
این به نظرم بخش مهمیه. خیلی وقتها آدم از یک اتهام یا تحقیر فقط زخم برمیداره. ولی گاهی همان زخم میشه موتور. نه از اون مدل انگیزشی بیمزه، از اون مدل واقعی که آدم لج میکنه با ضعف خودش و میگه حالا یاد میگیرم.
📍 درباره diss هم حرف جالبی زد. برای مخاطبی که از بیرون به رپ نگاه میکنه، دیس شاید فقط فحش و دعوا به نظر بیاد. ولی هیدن میگفت تو فرهنگ رپ، دیس یک جور جنگ تو خود موسیقیه. برای اون و تیمش هم خیلی وقتها مصنوعی و نمایشی نبوده، از دعوای واقعی میاومده، اما تبدیل میشده به فرم هنری.
همین جا میشه فهمید چرا زدبازی برای یک نسل فقط چند تا ترک نبود. یک مدل انرژی بود، رفاقت، رقابت، اعتماد، دعوا، شوخی، غرور و زبان تازه. هیدن میگه هر کسی تو تیم یک مهارت مشخص داشت و بقیه بهش اعتماد میکردن. همه لازم نبود در کار هم دخالت کنن. یکی تو شعر قوی بود، یکی تو صدا، یکی تو تصویر ذهنی، یکی تو میکس و پروداکشن.
💬 بخش تیم خیلی جالب بود. چون از بیرون، آدم فقط اسم خوانندهها رو میبینه. ولی خودش از Moodi، شاهین و آدمهایی حرف میزد که ذهنشون با اون sync میشده. میگفت پول مهمه، ولی فقط پول تیم رو نگه نمیداره. یک لحظهای هست که ترک درست درمیاد و همه میفهمن چیزی ساخته شده که کار میکنه. همون لحظه اعتیادآوره.
آدمهایی که چیزی ساختن، این حس رو میشناسن. لحظهای که کار هنوز مال بازار و عدد و کامنت نشده، فقط خودت و تیم میدونین که گرفت. انگار یک قفل باز میشه.
🔺 درباره آلبوم صفر هم همین نگاه دیده میشد. صفر فقط اسم آلبوم نبود، یک ایده برای reset کردن بود. حتی ماراتن ۴۲ کیلومتری که با انتشار آلبوم گره زده بود، همین رو نشون میداد. یعنی کانسپت فقط تو کاور و اسم نمیمونه، وارد بدن و زندگی روزمره هم میشه.
آخر گفتوگو یک حرف خیلی مهم زد، اینکه آدم خلاق نباید بچه درونش رو بکشه. خیلیها وقتی بزرگ میشن، بازیگوشی رو با بیمسئولیتی اشتباه میگیرن. فکر میکنن آدم جدی یعنی آدم خشک. ولی هنر از جایی میاد که هنوز یک بخش از آدم اجازه داره بازی کنه، امتحان کنه، خراب کنه و از خودش تعجب کنه.
و خلاصه که این اپیزود فقط درباره مهراد هیدن به عنوان یک خواننده نبود، درباره آدمی بود که هنوز میخواد بسازه. تو فضایی که خیلیها بعد از موفقیت اول تبدیل میشن به نسخه تکراری خودشان، مهمه کسی هنوز دنبال صدای تازه، تیم درست و اون لحظهای باشه که همه میگن آره، این همونه.
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=4e7oTX1f8HY
✈️ @Mirage_Notes