این ویدیوی Bplus درباره Deep Work کال نیوپورته و بیشتر روی بخش عملیش تمرکز داره. اینکه اگر میفهمیم تمرکز و کار عمیق مهمه، چطور واقعا تو زندگی و کار روزمره براش جا باز کنیم.
🔻 اولش بندری یک تناقض خوب رو نشون میده. همه میدونیم برای ساختن چیز باارزش، باید تمرکز کنیم و کار فکری جدی انجام بدیم. ولی محیطهای کاریمون انگار برعکس طراحی شدن. از یک طرف از آدمها انتظار خروجی عمیق داریم، از طرف دیگر توقع داریم همیشه در دسترس باشن. ایمیل چرا جواب ندادی؟ پیام چرا موند؟ چرا آنلاین نیستی؟
یعنی همکار متمرکز میخوایم، ولی شرایط تمرکز رو از هم میگیریم.
📍 کال نیوپورت میگه برای ساختن مهارت کار عمیق، دو راه کلی هست.
۱. یک راه اینه که کارهای کمعمق رو تقریبا حذف کنیم، ایمیل، چت، جلسه، هماهنگیهای ریز. این شاید برای بعضی کارهای فردی یا پژوهشی جواب بده، ولی برای خیلی از ما عملی نیست. کار بخشیش ارتباطه و نمیشه همهچیز رو برید.
۲. راه دوم واقعبینانهتره، زمان رو تقسیم کنیم. یک بخش برای کار عمیق، یک بخش برای کارهای سطحی. مثلا یک روز مشخص در هفته برای فکر کردن و نوشتن، یا دو ساعت صبح زود بدون پیام و ایمیل، یا چند بازه ثابت در هفته که هیچکس مزاحمت نمیشه. مهم اینه که کار عمیق از بقیه روز جدا بشه، نه اینکه امید داشته باشیم وسط شلوغی خودش اتفاق بیفته.
💬 نکته مهمتر اینه که این کار بخشنامهای نیست. نمیشه گفت از شنبه کار عمیق میکنم و بعد اگر نشد، پرونده بسته شد. تمرکز شبیه ماهیچهست. یک بار وزنه سنگین زدن آدم رو قوی نمیکنه، تکرار و ممارست قوی میکنه.
برای همین بندری از زنجیره حرف میزنه. اینکه جلو چشمت ببینی دو هفته، سه هفته، چهار هفته تونستی الگوی کار عمیق رو نگه داری. اگر هفته پنجم پاره شد، دنیا تموم نشده. دوباره شروع میکنی و تلاش میکنی رکوردت رو بهتر کنی.
🔺 یک نکته خوب دیگر هم اندازهگیریه. قرار نیست هر جلسه کار عمیق خروجی فوری بده. شاید دو ساعت فکر کنی و چیز قابلارائهای درنیاد. ولی ارزشش اینه که دو ساعت بدون مزاحمت روی یک مسئله موندی. همین موندن، مهارته.
و خلاصه که کار عمیق فقط یک تصمیم قشنگ نیست، یک سیستم میخواد. باید هم خودت قانع بشی که بهش نیاز داری، هم زمانش رو جدا کنی، هم تکرارش رو ببینی. تمرکز از دل آرزو بیرون نمیاد، از دل یک برنامه کوچک و تکرارشونده درمیاد.
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=eDFDLkRx6Qs
✈️ @Mirage_Notes