پستخانه فقط «نیمهشب» باز است.
انتشار نامهها: بین ۲۲:۳۰ تا ۰۲:۳۰
خارج از این ساعت:
پستخانه بسته است.
نامهها در سکوت میمانند.
صندوق پستی :
@Midnightpostmanbot
Post #332
229
تاریخ: ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۳
برای: نینیِ ۲۱ سالهی من
و من
بعد از تمام تو
بالاخره فهمیدم بعضی قصه ها برای رسیدن نوشته نمیشوند؛ برای تمام شدن نوشته میشوند. شاید قرار نبود آخر این داستان «ما» باشیم. شاید سهم من از تو همین بود دوست داشتنت بی آنکه مال من شوی.
گرچه همین که از دور تورآ میبینم مرآ بس است دیگر چه کنم؟
حسرت بوسیدنت، بوییدنت، و ارام گرفتن کنارت تا ابد همراهم است
و برای تو میسرایم
نگاهت میکنم اما تو از دردم نمیدانی
که در چشم تو میمیرم ولی مرگم نمیدانی
چه شبها گریه کردم من تو از اشکم نمیدانی
که هر لبخند تو زخمی ست تو از زخمم نمیدانی
چه آتش ها به جانم هست تو از سوزم نمیدانی
من از دوری تو مردم تو نزدیکم نمی مانی.......
میدونم اینو نمیخونی حتی هیچوقت نمیفهمی که چقد برات نوشتم...
ولی نوشتم تا کمی از دردم کم کند....
امضا: چوریی🐣
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
ساعت: ۰۰:۲۳
برای: نینیِ ۲۱ سالهی من
و من
بعد از تمام تو
بالاخره فهمیدم بعضی قصه ها برای رسیدن نوشته نمیشوند؛ برای تمام شدن نوشته میشوند. شاید قرار نبود آخر این داستان «ما» باشیم. شاید سهم من از تو همین بود دوست داشتنت بی آنکه مال من شوی.
گرچه همین که از دور تورآ میبینم مرآ بس است دیگر چه کنم؟
حسرت بوسیدنت، بوییدنت، و ارام گرفتن کنارت تا ابد همراهم است
و برای تو میسرایم
نگاهت میکنم اما تو از دردم نمیدانی
که در چشم تو میمیرم ولی مرگم نمیدانی
چه شبها گریه کردم من تو از اشکم نمیدانی
که هر لبخند تو زخمی ست تو از زخمم نمیدانی
چه آتش ها به جانم هست تو از سوزم نمیدانی
من از دوری تو مردم تو نزدیکم نمی مانی.......
میدونم اینو نمیخونی حتی هیچوقت نمیفهمی که چقد برات نوشتم...
ولی نوشتم تا کمی از دردم کم کند....
امضا: چوریی🐣
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
- 💔 11
- ❤ 1