تاریخ: ۹ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۱۶
برای: ویران
جمله ای که شما به من فهماندید، قهوه سرد آقای نویسنده است و جمله ای که قهوه سرد آقای نویسنده به من داد این بود که پایان هر داستانی شروع آن است.
باز هم میگویم که شما استعداد بی نظیری برای درگیر کردن ذهن آدمها دارید.
و خوشحالم که من میتوانم درگیر کلمات شما شوم.
به عقیده من او یلدا را به رقص دعوت میکند، رقصی باشکوه درمیانه میدان.
امضا: نم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #903
57
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۳۰ برای: نم این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… آری، حتی مصیبت هایش هم نعمت ست. این را می شود در لحظه لحظه خود ببینم. جبران آنکه دیر دست به قلم شدم. گمان می کنم این سهلانگاری بایست جبران شود. متن زیر، همان متنی ست که گفتم.…
- ❤ 1