تاریخ: ۹ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۲
برای: دختر تابستان
درود مهربان،
نگرشی بسیار تحسین برانگیز داری.
قطعا حق با توست !شاید باید فضایی به احساساتمان ببخشیم و از بند منطق آن ها را آزاد کنیم. به یاد دارم نخست که اطمینان یافتم که او هرگز نه مرا دوست داشت نه برایم بود چه احساسی داشتم،گویا تمام شکوفه هایی که برای ثمربخشی رابطه ی فرضی پرورش داده بودم از شاخه امیدم فروریختن؛اما خب با این حال و حالا من همه عشقم را به او روانه میکنم :)
از پاسخت بسیار خرسند شدم.
امضا: پریشانه نوری
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #901
116
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۹ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۲۵ برای: پریشانه نوری این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام عزیزم؛ نامه ات را که میخواندم احساساتی مرا غافلگیر کردند که برایم اشنا بودند و خود نیز در آن ها شناور بودم و یا شاید هنوز هم هستم. ماه ها هست که این سوالاتی که برای…
- ❤ 1