ساعت: ۲۱:۲۳
برای: برای پیراشکی
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
تو اصلاً میدونی با من چی کار کردی؟
من یه روز اومدم و صادقانه بهت گفتم چه حسی دارم. از همون لحظه، همهچیز برای من عوض شد. تو میدونستی من دوستت دارم. میدونستی چقدر برام مهمی. میدونستی وقتی ازم فاصله میگیری چقدر اذیت میشم.
پس چرا گذاشتی اینقدر بهت وابسته بشم؟
چرا هر بار قهر کردیم، من بودم که برگشتم؟ من بودم که منت کشیدم، من بودم که غرورم رو گذاشتم کنار، فقط برای اینکه دوباره باهات خوب بشم. و هر بار که آشتی میکردیم، اونقدر خوب رفتار میکردی که دوباره باور میکردم شاید این بار فرق داشته باشه.
شاید واقعاً دوستم داری.
شاید یه روز منو انتخاب کنی.
شاید این همه چیزی که بین ماست بالاخره یه اسم پیدا کنه.
ولی حالا میبینم رفتی توی رابطه.
همینقدر ساده.
یه استوری گذاشتی و انگار تمام اون مدت برای من یک عمر بود و برای تو فقط یه چیزی بود که گذشت.
من عصبانیام.
خیلی عصبانیام.
نه فقط چون یکی دیگه کنارته. بیشتر از این عصبانیام که نمیفهمم پس من توی این همه مدت چی بودم.
مگه من چی کم داشتم؟
چرا باید اینهمه برای داشتن ذرهای از توجهت تلاش میکردم، وقتی آخرش تونستی برای یکی دیگه وارد رابطه بشی؟
و میدونی بدترین قسمتش چیه؟
من هنوز نمیتونم وانمود کنم برام مهم نیست.
چون بودی.
خیلی هم بودی.
من اگر قرار بود تا مدتها، شاید حتی تا آخر عمر، عاشق یک نفر بمونم، تو همون آدمی بودی که توی ذهنم انتخاب کرده بودم.
و شاید مسخره باشه، ولی من آیندهای رو با تو تصور کرده بودم که تو حتی نمیدونستی وجود داره.
از دستت ناراحتم.
از خودم هم ناراحتم.
از تمام دفعاتی که غرورم رو کنار گذاشتم ناراحتم.
از تمام شبهایی که منتظر بودم دوباره برگردی ناراحتم.
از اینکه هر بار با خودم گفتم «این بار شاید فرق داشته باشه» ناراحتم.
ولی بیشتر از همه، از این ناراحتم که هنوز یه قسمتی از من دوست داره تو برگردی.
کاش میشد فقط یک بار میفهمیدی من چقدر جدی بودم.
کاش قبل از اینکه بری سراغ یه نفر دیگه، میفهمیدی یه نفر اینجا مدتها بود که با تمام وجودش تو رو انتخاب کرده بود.
ولی دیگه نمیخوام برای انتخاب شدن بجنگم.
نمیخوام دوباره منتکشی کنم.
نمیخوام دوباره خودمو ثابت کنم.
نمیخوام برای کسی که مطمئن نیست منو میخواد یا نه، خودمو کوچیک کنم.
هنوز دوستت دارم.
شاید مدتی هم دوستت داشته باشم.
ولی از امشب، قرار نیست دوست داشتن تو به معنی از دست دادن خودم باشه.
این نامه رو نمیفرستم.
چون بعضی حرفها برای رسیدن به تو نوشته نمیشن.
برای این نوشته میشن که بالاخره از قلب من بیرون بیان.
امضا: پریشانه نوری
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب