تاریخ: ۷ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۵۲
برای: برای کسی که بشنود
مدتهاست که دست از نوشتن کشیدم. یه زمانی تنها راه تخلیه ذهنم بود. ذهنی پر سر و صدا که لحظهای امانِ نفس کشیدن نمیداد جز وقتی به کلمه تبدیل میشد. رنج اما در تارو پودم نشست. قدری عمیق که کلمهها رو هم از من گرفت. حالا میدونم ننوشتنم از اروم گرفتن ذهنم نه، بلکه از شکست خوردن دستام بود.
وحشت سکوت هیچوقت انقدر منو نترسونده بود. من فقط احتیاج داشتم برای یک بار هم که شده، شنیده بشم. احتیاج دارم یک نفر بفهمه که خستهام. خسته از خودم. کاش تمام میشدم.
امضا: No one
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #860
147