تاریخ: ۷ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۲:۴۶
برای: نم
بله؛ درست است. من این حق را به شما می دهم و احساس شما را تایید می کنم.
حرف های بسیاری برای گفتن وجود دارد. گرچه به نظر همه چیز به ترتیب خاصی به پایانی باز برخورده است؛ اما به نظر در فهمیدن چیزی به خطا رفتهام و حتی احساس می کنم تصویری ناقص از آنچه گفتید، در ذهن خود منعکس کرده ام. هرچه باشد می توانم همانند فرانتس کافکا بگویم:
« نامهٔ شما با یک دیدار واقعی فرقی نداشت».
امضا: ویران
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #867
123
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۷ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۱۴ برای: ویران شاید تنها چیزیکه دل من را هنوز اندکی زنده نگه داشته است ، زندگی به عنوان یک زن است. فکر میکنم اگر مرد بودم همینقدر رنگ را هم بر بوم زندگی ام نداشتم. نامش را پرچانگی نگذارید ، تعریفتان از من به عنوان شبنمی که شب را…