تاریخ: ۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۳۸
برای: آقای کتابخونه
سلام حس غرورم مجبورم کرده دیگه نه نگاهی بکنم نه لبخندی بزنم و نه پیامی بدم حتی برای کتابی که میخوام نمیتونم پیام بدم نمیدونم حس میکنی یا نه ولی به چندتا کتاب نیاز دارم همونطور مثل همیشه هم پرداخت میکنم همونطوری قبلا میکردم
میدونی دوست داشتم باهم هم کلام باشیم
ولی نمیدونم خجالت میکشم دیگه پیام بدم
واقعا نیاز دارم کتاب بخرم و عین یک فرد معتاد نیازمند خرید کتابای جدیدم تا بخونمش کتابایی دوست داشتم امیدوارم که حس کنی و بهم پیام بدی که ( سلام چه خبر خانم کوچولو؟)
قول دادی هر کتابی بخوام برام بیاری
امضا: آهو خانم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #822
278
- 🌚 4