تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۵۴
برای: برای ناشناس
دلم گرفته
از تو خیلی دورم
دوست دارم بشناسمت با تماااام وجودم
نمیدونم کی هستی چی هستی چی دوست داری چی دوست نداری بچگیت چی دوست داشتی چیا اذیتت کرده چی خوشحالت میکنه من چجوری خوشحالت کنم اصلا میتونم خوشحالت کنم؟میخوای پیشت باشم یا اهمیتی نمیدی یا فکر میکنی بچه و خام و احمقم؟
من هیچ نقشی توی دنیای بزرگت ندارم و نمیدونم تو بخوای نقشی داشته باشم یا نه
تو محتاطی نمیگی حرف نمیزنی و منو از خودت دور میکنی و منم که بهت فکر میکنم و شعر مینویسم و تورو با ادبیات قاطی میکنم و روزگارمو با فکر حسرت هایی دربارهی تو زندگی میکنم
میبینی چیکارم کردی و خودت چجوری خبر نداری؟
امضا: ژ
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1171
246
- ❤ 3
- 🕊 2