تاریخ: ۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۲:۰۲
برای: سِپیم، غریب آشنا
خب پس خیالم راحت شد که دندون عقلت اینقدر بیدردسر بوده 😂 امیدوارم در ادامه هم همینطور باشه.
[من خودم تاحالا دندونپزشکی نرفتم و واقعا ایدهای ندارم که تا چه حد میتونه اذیتکننده باشه]
میدونی به نظر من وقتی یکی شروع کنه به نوشتن چیزی/چیزهایی که توی ذهنش میگذره، امکان نداره نتیجهش یه متن کوتاه و خلاصه بشه؛ آدما خیلی پیچیدهتر از این حرفان.پس اصلا نگران نباش!
و اینو بدون که به سهم خودت یاریم کردی. شاید بیشتر از چیزی که خودت فکر میکنی.
منم از این همصحبتی خوشحال شدم و از نامههات لذت بردم.
بازم ممنون بابت نامههات 🌿
امیدوارم خودت هم همیشه تندرست و دلشاد باشی.
امضا: سپیده دم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #816
185
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۴۸ برای: سپیده دم ممنون بابت همه چیز🌿 و اول از همه اینکه کشیدن دندون توی ذهنم یه غول حک شده بود، مخصوصا اینکه در مورد درد پس از کشیدنش خیلی شنیده بودم ولی راستشو بخوای نمیدونم از شانسم بوده یا نه😂 ولی واقعا الان که نزدیک هفت هشت…
- ❤ 2