تاریخ: ۴ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۴۴
برای: هوریا
سلام
امیدوارم خوب باشی
منم شکر خدا خوبم به خوبیت
متشکرم که باز نامه نوشتی برام.
ببخشید من دیشب نامه ت رو خوندم ولی خیلی خسته بودم و نتونستم جواب بدم.
امشبم کمی کم حوصله ام و نامه ی بلندی نمینویسم ولی تو اگه حوصله داری بگو، من میخونم حرفاتو
اوضاع چرا از کنترلت خارج شده دختر؟ از چی ترسیدی؟
بین این همه آدم علاقه مند چرا هنوز نتونستی کسی رو انتخاب کنی؟
به حرفشون اعتماد نداری؟
امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #795
219
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۵۱ برای: هاشم این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام شبتون بخیر و امیدوارم حالتون خوب باشه. به رسم هرشب ممنون که برام مینویسید. راستش نامهها اینروزها برام نجات بخشان، یجورایی اوضاع از کنترلم داره خارج میشه و من هم ترسیدم.…
- 😢 3
- ❤ 1