TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.8K subscribers
Post #791 240
تاریخ: ۴ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۶
برای: خودم و خودت (پس از یک قدم فاصله)

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

عشق زیباست، عشق مقدسه، عشق شاید ضروری باشه برای پنجره‌ای نو به زندگی.
اما عشق کافی نیست.
این عشقا توی قصه‌ها و فیلم‌ها قشنگه؛ توی اونا آدم‌ها خسته نمی‌شن، عوض نمی‌شن، زده نمی‌شن، بین دوراهی واقعیت و خیال گیر نمی‌کنن و توی شرایط جدید، تصمیمات جدید نمی‌گیرن یا بین لحظات گیج و وبیج نمی‌شینن.
وگرنه توی زندگی واقعی، این چیزا دوره‌ایه؛ عادی میشه، همه چیز درس میشه، یادمیگیریش و می‌گذره... واقعاً همه چیز می‌گذره.
گاهی آدم کسی رو که جونش رو واسش می‌داد، دیگه از روی انتخاب نمی‌خواد.

و... می‌دونی چیه؟ خوشحالم که ازت دست کشیدم. از اون شب بیداری‌ها، از اون اشک‌ها، از اون حسرت‌ها و امید‌ها، دست کشیدم از اون خیال که تو یه ذره هم براش ارزش قائل نبودی.
احساس آزادی دارم؛ در عین حال که نمی‌دونم باهاش چیکار کنم، اما خیلی خیلی احساس سبکی می‌کنم.

یادته گفته بودم باهات یه کانکشن عجیبی احساس می‌کنم؟ اره هنوز هست، ولی فهمیدم آدم همیشه با اون کسی که خیلی بهش می‌خوره، قرار نیست بهترین ترکیب شه. قرار نیست اگر صد درصد با یکی جور هستی پس اون طرف بهترین انتخابت باشه؛ قرار نیست چون اونو بیشتر از همه دوست داری، چون بهتر از همه درک می‌کنی یا چون ارزش بیشتری براش قائلی، پس برای تو باشه ...

نه، زندگی اینجوری تا نمی‌کنه... پیراهن زندگی چروکیده است.

شاید یکم دیر باشه، ولی فهمیدم غیر تو، اونی که همیشه پیشم بوده و هست، ارزشش بیشتره. حتی اگه باعث نشه قلبم تندتر بزنه، حتی اگه باعث نشه مثل پازل حلش کنم، حتی اگه هیجان‌برانگیز نباشه... یکی هست که با موندنش برام ارزشمند شده و فهمیدنش برام بهترین هدیه بود.

جایگزینت نشده نه، اون همیشه توی زندگیم بود؛ اما وقتی دروغی بودن حضورت توی زندگیم ثابت شد، فهمیدم که حضور اون چقدر پررنگ‌تره و از همینجا می‌گم که ازش ممنونم.

گاهی تفاوت و کمی درک نشدن هم میتونه ارزشمند باشه ، همیشه جذاب ترین ، جالب ترین ، عاقل ترین و ----ترین ها ، بهترین ها برای ما نیستن

میدونی؟ شکر می‌کنم که نفسم بهت بند نیست. هنوز غیرمستقیم روی من تاثیر داری، ولی دیگه می‌تونم مچ قلبم رو بگیرم.
الاهی شکر... شکر که آزادم. آزاد از بند خیالِ با تو بودن، آزاد از بند آدمیزاد؛ آدمی مثل تو که کوردلانه زندگیه با بصیرت می‌خواست.
شکر که گذشت... شکر.

دوستدارِ رفته‌ی قدیمی‌ات


امضا: آنکه هیچ نمیداند
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • 🕊 2
  • 💔 2
More from @midnight_post
  1. Oct 11, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 11, 2026تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۲۸ برای: سپـهر منتظر روزی هستم که دیگه هر ثانیه زندگیم به تو ف…
  3. Oct 11, 2026تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۲۲ برای: شایرُو🌻 خودم نیز همین حس را داشتم ک اگر چهارم هم مرا…
  4. Oct 11, 2026تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۰۸ برای: ممدرضا دلم میخواهد با موضوع خودِ چهارممان موافقت کنم…
  5. Oct 11, 2026تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۰۱ برای: مردی که نوشتن یک جمله برایش، بیست سال طول کشید... این…
  6. Oct 11, 2026تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۵۴ برای: برای ناشناس دلم گرفته از تو خیلی دورم دوست دارم بشناس…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →