تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۵۰
برای: خواب زده
واژگانی چند به تو گویم، خواب زده آ
داشته باش این درد دل ز یک غریبِ آشنا
هنوز هم گاهگاهی چشم به انتظارم
هر چند خشکیده چشمانم و اشک دیدهها
هر از چندگاهی خود را چشم به راه مییابم
حالی که میدانم نخواهد بازگشت، یارِ جانا
دردِ خواب زده و غریب آشنا هر دو یکیست
امید های ناامیدند بدین دارِ بیوفای دنیا
دگر نکنند آرمانِ بازگشتِ جانِ جانان
ولی دلها بهانه گیرند هر گاه و بی گاه
پ.ن: همدرد و همدل ات ام، خواب زده
امضا: سِپیم، غریب آشنا
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #588
147
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۳۶ برای: چوریی🐣 امیدی به بازگشتش ندارم میدانم برای همیشه رفته مقصر من بودم گمان میکردم دوست داشتنم آنقدر کافیست که دوست نداشتن او را جبران کند اما نبود. امضا: خواب زده وضعیت نامه: نمناک تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب