تاریخ: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۳
برای: مَهتآ
عزیز رفتهی من حرف قشنگی زد که به درستی خودش خرف را ثابت کرد
ابتدای آشناییمان بود که میگفت فایده آدم ها به ضرر هایشان نمی ارزه
چیزی نگذشت که رفت و آنگاه بود متوجه کلامش شدم
اما آن را به سبک خودم تغییرش دادم
فایده آدم ها با ضرر هاشون برابری میکنه
بله عزیزجانم،ما دلمان مهربان است
ما اگر بازگردیم هم این راه را دوباره انتخاب خواهیم کرد،چون میدانیم دوست داشتن چه حس قدرتمندیست که در دل جوانه میزند
اما من میگویم اینبار اگر این راه انتخاب کردم
ریحونهی درونم را در اختیار یار قرار نمیدهم تا بعدها با رفتنش اوراهم با خود ببر
من دلم کوچک است،چون بهش عظیمی از آن را دلتنگی فرا گرفته و آن را موچاله کرده است
اما چه میشود کرد
روزها میگذرند و آدمی عادت میکند
به رفتن ها،نبودن ها،دل تنگ شدن ها و بازنگشتن ها..
امضا: شایرُو🌻
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1243
105
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۰۷ برای: رِیحُونِه🦕 سلام به رِیحُونِه دوستی که با خوندن کلماتش تونستم تا عمق وجودم باهاش همدردی کنم منم همینطور رِیحُونِه ،منم همبنطور اون رفته و من پُر که چه عرض کنم لبریزم از دلتنگی لبریزم از مرور خاطرات دلتنگی دیگه شدی بخشی…