تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۱۴
برای: شما
حقیقتا نمیدونم چطور باید احساسمو شرح بدم
ذهنم برای چیدن کلمات خستس
دستم برای نوشتن تعلل میکنه و ساعت ها فقط فکر فکر و فکر..
نمیدونم باید خوشحال باشم که منِ حقیقیو فقط خودم میشناسم یا ناراحت،چون خوبه آدم کسیو داشته باشه که بلدش باشه با چهارتا جمله ترو تمیز آرومش کنه
خوبه یه آدم درست بلدت باشه تا وقتایی که نگرانی دلشوره داری سردرگمی بیاد بگه نترس من هستم.
امضا: ترانه
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #502
260
- ❤ 2
- 👍 2