تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۵۵
برای: نیمه ای از قلبم
در زمانی که هرگز انتظار نداشتم تو را یافتم!
تو به من امید دادی در حالی که نمیدانستی...
حضور تو به من آرامش میداد نمیدانم چطور شد که همچین اتفاقی افتاد که باعث آرامش من شدی...
هرگز فکر نمیکردم که یه زمانی دوستی مثل تو پیدا کنم.تو برام مثل یک خواهر میمانی که میتوانم در اغوشش فرو بروم!
میخواهم اینجا ازت عذرخواهی کنم که کار های اشتباهی انجام دادم،چون نمیخواستم از دستت بدم.
متاسفم که رفتار های زننده ای انجام دادم...
متاسفم که ناراحتت کردم...
متاسفم که حس ناکافی بودن بهت دادم...
متاسفم که دوست ایده آل ات نتونستم باشم...
هر روز هر ثانیه که میبینمت آن خاطرات شیرینی که ساعت هفت صبح میشستیم داستان تعریف میکردیم برای هم یادم میآید.
هنوز هم بعد این همه سال برایم مهمی آنطور که خودت فکرش را نمیکنی!
امضا: النآ
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #482
289
- ❤ 8