تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۳۶
برای: قاصدک
مچکرم از اینکه نامه رو خوندی عزیزم.
راستیتش منم این رو از اعماق وجودم میدونیم و بهش باور دارم که دیگه در وجود اکثریت امیدی باقی نبوده، اما من به یه نیمچه لبخند و امیدی که شاید با این نامه به دیگران بدم و بتونم بزر امیدی توی دلشون بکارم هم راضیم.
و همین طور برای شما هم امید دارم که بلاخره اون اتفاق لعنتی میفته و لبخندی به بزرگی آسمون روی صورتت نقش می بنده
هر جا هستی عزیزم موفق باشی.
وپ.ن: همین طور مچکرم از معرفی فیلم، حتما نگاه میکنم.
امضا: نوا
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1295
78
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۲۲ برای: نوا به قول شاعر که میگه : میبینم؛ آن شکفتنِ شادی را پروازِ بلندِ آدمیزادی را آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را کیوان خندان به سایه میگوید: دیدی؟ به تو میگفتم! آری.. تو همیشه راست میگفتی میبینم میبینم. نمیدونم، من به…
- ❤ 3
- 🕊 2