ساعت: ۱۵:۴۱
برای: دخترک آبی
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
دخترک زیبا ممنونم از نامه زیبایت و تمام زمانی که برای نگاشتنش گزاشتی 🌺
ازینکه میشنوم باز هم افرادی بودند که تجربه های این چنینی داشتند خوشحال نیستم.
اما در حقیقت دانستن اینکه افرادی مثل من بودند که این موقعیت را گذراندهاند باعث میشود کمتر حس بدی داشته باشم و فکر کنم که من هم مثل آنها میتوانم به خوبی از این موقعیت رها شوم
راستش من هم دوست دارم دیگران را دعوت کنم و از آنها بخواهم مدتی را باهم سپری کنیم اما در مدرسه همه همکلاسیهایم دوستی دارند درواقع نیازی نیست من از آنها درخواست کنم بلکه از قبل همراه دوستان واقعی خود در حال گذراندن وقت هستند
در سال قبل من همراه گروهی از دوستانم میشدم و باهم به حیاط میرفتیم اما حتی آن زمان هم ایگنور میشدم و حس میکردم به من اهمیت نمیدهند همینگونه بود هیچ یک از آنها وقتی دیدند من دیگر همراهشان نیستم از من درباره اینکه چه اتفاقی افتاده نپرسیدند و اکنون ؟ آنها حتی زحمت پاسخ به سلام مرا هم نمیدهند 💔
دلم میخواهد فکر کنم که شاید فقط من این حس را دارم اما تقریبا مطمئنم همه در کلاس میدانند که دختری چون من که با دیگران همراه میشد و نسبتا اجتماعی بود تمایل به داشتن دوستی خوب دارد...
امضا: آنه _ دخترک خیالپرداز
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب