TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.78K subscribers
Post #463 243
تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۵۵
برای: هر که می‌خواند، شاید دلش هم شکسته باشد، مانند من، مانند تو، مانند ما.

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

دیروز، این کانال را یافتم و تابحال، دو نامه در آن نگاشتم که هر دو شعر بودند، اثر خویش، اثری ناچیز. اما این‌بار حس کردم که باید متنی از دفترچه یادداشت ام بیرون آورم؛
حدود چهار ماه پیش آن را نوشتم، به زبان خودمانی هم هست، ادبی و سنگین نیست؛ امیدوارم از میان آن واژگان که درد و دل خودم با خودم است، چراغی به نشانه همدردی در دل یک همنوع عزیزی روشن شود.

"وارد مرحله جدیدی از تلاش برای فراموش کردن ... شدیم.
بخوبی و وضوح، بر ما روشن هست که نمیشه هیچوقت هیچوقت هیچوقت کسی رو کاملا فراموش کردن مخصوصاً اینکه زخم عمیقی از اون بر روح و روان من بر جای مونده و هر جا هم احساس منِ INTJ فعال بشه، مانند کتیبه ای هزار ساله بر خاطراتم باقی خواهد ماند.
اما در این یک ماهی که گذشت، متوجه شدم که تغییراتی لازمه برای فراموش کردن اون.
ابتدا باید از خودم بپرسم من چرا میخوام ... رو فراموش کنم؟ به این دلیل که هر چی بوده تموم شده، و ... هم مغرور از این هاست که بخواد برگرده. گیرم هم که برگشت و عذر خواهی کرد و آشتی کرد، تو که از شخصیت و رفتار و عملش آگاهی داری، بازم حاضری وارد رابطه با کسی بشی که برای بار سوم هم ممکنه ولت کنه؟ نه.
نمیشه زندگی رو بر چیزی بنا کرد که وجود نداره؛ ... اسما و رسماً، در ظاهر و باطن و در گفتار و رفتار، از من جدا شده؛ تنها چیزی که از ... باقی مونده، دنیایی از احساساتی هستن که پشت ماه ها خاطره خوب و بد با این آدم قرار دارن.
بله، زخم و آسیب زیادی از این رابطه خوردم. اما نه دنیا و جهان و زندگی، و نه حتی خود ... هم به #@& ش نیست که چنین چیزی هست. دنبال راه حل و بازگشت به زندگی باش. ... ، آدم خوبی بود، خوش قلب، مهربون، خوش‌ذات و نیک. اما چیزی که منجر به چنین فاجعه و رفتار بدی از جانب او شد، ترکیبی از چسبندگی و وابستگی افراطی من، اتفاقات خارج از کنترل هر دو ما، و نخواستنِ خود ... برای بودن با من بود و همچنین اشتباهات خود من. کسی با اینجای ماجرا کاری نداره. می‌دونم، درد داره دوباره دیدن تمام مسیر هایی که با هم رفتیم، تمام نادیده گرفته شدن هات، تمام لحظاتی که حس میکردی قدرتو نمی‌دونه ولی تو از ته ته قلبت دوسش داشتی؛ ولی چاره ای نیست برادر. هیچ کاری نمیتونی بکنی، نه میتونی ... رو برگردونی، که اگه موندنش صلاح بود اصلا رفتنی در کار نبود، و نه میتونی گذشته رو پاک کنی و تمام حرف های بدی که بهت زد و دلی که ازت شکوند و خرد و خاکشیر کرد. کاری نمیتونی بکنی. زندگیت رو بکن و منتظر مرگ باش، بالاخره سر میرسه.
دیگه به پروفایل و عکس هایی که میذاره، نگاه مکن؛ هر بار که خواستی بهش فکر کنی مانع ذهنت شو ( چطوری آخه؟ اون همه وجود من بود... ) . دور و بر محل زندگیش و آموزشگاه زبان نرو. دنبال پلاک ماشین باباش نباش ( که از قضا حفظی‌ اونو )

بذار بره زندگیش رو بکنه. آدمها در نهایت میرن دنبال چیزی که زندگی و جریانش می‌ره. آدم ها چیزی میشن که باید بشن، و تو هم هیچ کاری نمیتونی بکنی. تمومش کن. چپتر یک و دو و سه هم نداره. یک سال و دو سال و ده سال هم نیست، شاید تا سالها نتونی اونطور که باید فراموشش کنی و هیچوقت هم کامل نمیتونی. فقط تلاشت رو بکن. چیزی که باید اتفاق بیوفته اتفاق میوفته، صلحی که آرزوش رو می‌کنی اگه قرار باشه اتفاق بیوفته اتفاق میوفته. تلاشت رو بکن و همیشه در نظر داشته باش که هر آغازی پایانی داره. طلب شفای درد دلت از خدا بکن، و هر لحظه زندگیت رو زندگی کن؛ چون هر لحظه ممکنه تموم بشه.
و من منتظر اون روزم. می‌دونم که زیادی ناامید و خسته و بی رمق ام. اما باید ادامه بدی. ...

کلام آخر:
اون آدم خیلی خوبی بود؛ خیلی. ما دوره ای از زندگیمون خیلی برای همدیگه تلاش کردیم. بینهایت مشکل بیرون رابطه مون وجود داشت ولی عشق خودمون رو حفظ کردیم. مشکل از جایی شروع شد که دیگه اون نخواست. من هم اشتباهات زیادی کردم، اون هم همینطور. ما جوون بودیم، هر دو بار اولمون بود که عاشق میشیم. یه دوره ای از زندگیمون هم‌مسیر بودیم. هر چقدرم دردناک، تموم شده در نهایت. مدت هاست که برای سلامتی خودش و خانواده اش دعا میکنم و من آرزو دارم یه جای دیگه، بالاخره به هم برسیم، حتی تو یه دنیای دیگه.
به یاد همه عشق های دنیا که روزی تکه ای از وجود همدیگه بودن، اما الان غریبه هائی هستن، که آشناان. بخاطر همین، غریب آشنا، برای من از اسم واقعی‌م برام ارزشمند تره.


امضا: سِپیم، غریب آشنا
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • ❤ 1
More from @midnight_post
  1. Oct 16, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۲ برای: دخترکی سرگشته و حیران در میان اِبهام‌. این نامه، کمی…
  3. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۰ برای: دخترکی سرگشته و حیران در میان اِبهام‌. این نامه، کمی…
  4. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۸ برای: روزهای مبادا این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام…
  5. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۳۱ برای: از یک دوست درود بر شما من چند تا رمان‌میگم چند تاشون…
  6. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۲۶ برای: 💌 نامه‌ای به تو که شاید هیچ‌وقت نبینمت… سلام به تویی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →