تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۰۲
برای: قاصدک
اشکال نداره قاصدک همیشه هممون یه حرفایی تو دلمونه که نمیدونیم با چه جمله بندی بریزیم شون بیرون بخاطر ترس از قضاوت شدن، ترس از اینکه نکنه نفهمن، نکنه اهمیت ندن، نکنه رد بشن و...
اما قشنگی این فضا اینکه ما با هم سعی میکنیم پیچیدگی مکالمه رو کشف کنیم، با همدیگه بفهمم با هم دیگه تحلیل کنیم.
اینجا تنهایی معنی نداره به هر حال کسی پیدا میشه که اون احساس پشت کلماتت درک کنه
امیدوارم بیشتر برام بنویسی و بیشتر با هم حرف بزنیم.
امضا: هانا
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #451
222
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۱۲ برای: هانا سلام هانای عزیز خیلی خوشحال شدم که دیدم کسی برای نامههای من هم ارزش قائل میشه و میخونه.. ممنونم ازت برای این ابراز دلتنگی و یادآوری اینکه هنوز آدمهای خوب و مهربون وجود دارن، منم دلم برای تو و نامههات تنگ شده…
- ❤ 1
- 😢 1