ساعت: ۰۲:۱۳
برای: هانا
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
تاریخ: ۲۳شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۱:۲۳
برای: اهالی پست خانه و هانای عزیزم.
نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی از آخرین نامه ام به اینجا خیلی وقته میگذره و نمیدونم اگر نامه ی قدیمی های پست خانه به دستم نمیرسید چقدر این فاصله طولانی تر میشد.
به هرحال ازت ممنونم هانا؛ دلیل این نامه تویی.
تموم نیمه شب هایی که درِ پست خانه بسته بود؛ چشم انتظار بودم و دلتنگ.
دلتنگ برای نامه های قشنگتون، دلتنگ برای این نوشته ها، توجه ها، و احساسات خرج شده، دلتنگ برای آدام، و دلتنگ برای نوشتن..
واقعیت اینه که من اونقدری که دلم میخواست و میخواد برای شما نامه ای ننوشتم و آره کلی نامه ی فرستاده نشده وجود داره که احتمالا فقط «تلنبار شده» صفت خوبی برای نشون دادن وضعیتشونه.
از اینا که بگذریم باید بگم انگار بین من و کلمات فاصله افتاده و دیگه دستم به نوشتن نمیره و اگر بره قرار نیست خواننده ای داشته باشن؛ یا بهتر بگم توان زیادی ازم میگیره. از نوشتن درد و غم خسته شدم؛ از برای عشق نوشتن بی تابم کرده؛ و نوشتن از امید فقط توهمی دردناک برام باقی گذاشته.
در آخر، اینمدت خیلی نامه هارو دنبال نمیکردم و امیدوارم بتونم باز هم با پست خانه همراه باشم اما احتمالا این آخرین نامه با امضای روجاست؛ باید دنبال یک اسم جدید باشم.
امضا: روجا
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب