ساعت: ۲۳:۵۳
برای: آنه _ دخترک خیالپرداز
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
درود آنه عزیزم
من موقعی که راهنمایی بودم دقیقا همین مشکل داشتم و به علاوه برام قلدری هم میکردن.
میخوام بهت بگم "خودت" بودن تو هیچ مشکلی نداره و این افراد صرفا با اذیت کردن بقیه به روش های مختلف میتونن اون عقده ها و حفره های درونشون رو پر کنن میدونم خیلی سخته به هر حال باید یه تایم مشخصی رو توی روزت بذاری که با این افراد باشی و این خیلی میتونه آزار دهنده باشه ولی ازت خواهش میکنم اگر میخوای تغییر کنی فقط و فقط برای خودت باشه و نه کس دیگه ای. اون هم کلاسیا در نهایت میشن یه بخشی از خاطره و فراموش میشن و وجودشون کمرنگ و بی اهمیت میشه. اینکه تو قدرت داشته باشی " تو" باشی مهمه وگرنه مثل بقیه بودن خیلی راحته.
ولی من راه متفاوتی رفتمفکر کردم اگه تغییر کنم کمتر حرف بزنم کمتر دورشون باشم باعث میشه کمتر اذیتم کنن ولی نه تنها کمتز نشد بلکه بیشتر شد. لطفا از حق خودت دفاع کن مهم نیست چقدر تو اون زمان حتی برای چیز های کوچیک احمقانه به نظر برسه مهم اینه که تو برای خودت جنگیدی و برای خودت ارزش قائلی.
سرت درد نیارم راضی کردن آدما بی فایده است کلا آدمی همیشه دنبال یه چیزی و به چیزی که داره راضی نیست اما تو سعی کن در عین این که دنبال هدف ها و رویاهات میری از لحظه های کوچیک و داشته های زندگیت لذت ببری.
امضا: هانا
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب