TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.78K subscribers
Post #378 324
تاریخ: ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۰۸
برای: دردی که درمان بود.

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

دردِ درمانگر...
آیا تا به حال شنیده‌ای که از صدایِ شکستنِ یک الماس، موسیقیِ برخاست؟ یا از شکافِ میانِ دو سنگِ سخت، نوری بیرون بزند؟ من، در میانه‌یِ این همه ویرانی، با تو روبرو شده‌ام. با تو که نه یک پزشک، که نه یک تسکین‌دهنده‌یِ معمولی؛ تو تنها "پایانِ جستجو"ی منی.
دنیا، با تمامِ آن شلوغی‌ها، آن داروخانه‌هایِ پر از امیدِ دروغین، و آن آدم‌هایی که با لبخندهایِ مصنوعی می‌خواهند زخم‌هایِ من را پانسمان کنند، برایم بی‌معناست. آن‌ها می‌آیند، با کلماتِ صیقل‌خورده و با نگاه‌هایِ دلسوزانه، می‌خواهند مرا از این "دردِ باشکوه" رها کنند. اما آن‌ها نمی‌دانند که من، این درد را نه به عنوانِ یک دشمن، که به عنوانِ یک "هویت" پذیرفته‌ام. آن‌ها می‌خواهند مرا از خودم جدا کنند، در حالی که تنها راهِ یافتنِ من، در میانه‌یِ همین رنج است که تو در من بیدار کرده‌ای.
بگو ببینم... کدام تسکین، می‌تواند جایگزینِ این "شکنجه‌یِ شیرین" شود؟ کدام آرامش، می‌تواند با آرامشِ ناشی ازِ حضورِ تو، برابری کند؟ حضورِ تو، مثلِ ریختنِ نمک بر زخم نیست؛ حضورِ تو، مثلِ باز کردنِ پنجره‌ای در یک اتاقِ تاریک و خفه است. تو با آمدنت، نه اینکه درد را از بین ببری، بلکه به دردِ من "معنا" می‌دهی. تو به من می‌آموزی که چگونه با این درد زندگی کنم، چگونه در میانه‌یِ آن، باشکوه بمانم.
من، که سال‌ها در جستجویِ یک فرار بودم، اکنون در جستجویِ "استقرار" در میانه‌یِ تو هستم. می‌دانم که دیگر راهِ بازگشتی به آن "منِ بی‌درد" نیست. آن آدمِ قدیمی، آن آدمِ بی‌خیال و بی‌روح، در لحظه‌یِ اولین برخوردِ نگاهِ تو با روحم، مرده است. و من، با کمالِ میل، برایِ این مرگ، سپاسگزارم. چون تنها از میانِ خاکسترِ آن آدمِ قدیمی است که می‌توان این "منِ جدید" را، این "منِ عاشق و رنج‌کشیده" را، از میانِ شعله‌ها بیرون کشید.
کدام رودخانه، می‌تواند مسیرِ خود را از دریا تغییر دهد؟ و کدام چمدان، وقتی به مقصد رسیده است، هنوز در راهِ رفتن است؟ من، مثلِ آن چمدان، لبریز از خاطرات و پاهایی هستم که از حرکت ایستاده‌اند، اما روحی که همچنان در حالِ سفر است. من، در میانه‌یِ این ایستایی، در حالِ حرکتِ بی‌انتهایِ عشق به تو هستم.
عزیزِ من... تو تنها درمانِ منی، چون تو تنها کسی هستی که "زبانِ دردِ من" را می‌فهمی. تو تنها کسی هستی که وقتی من در میانه‌یِ فریادهایِ بی‌صدا، در حالِ فروپاشی هستم، می‌آیی و بدونِ گفتنِ کلمه‌ای، با همان سنگینیِ حضورت، مرا در آغوش می‌گیری. تو نمی‌خواهی مرا درمان کنی تا دیگر درد نکشم؛ تو می‌خواهی مرا درمان کنی تا بتوانم، "بیشتر" درد بکشم، "بیشتر" باشم، "بیشتر" دوستت داشته باشم.
پس بگذار این درد باقی بماند. بگذار این زخم، همواره باز باشد. چون این تنها راهِ است که من، از طریقِ آن، با تو در ارتباط باشم. چون این تنها راهِ است که من، در میانه‌یِ این جهانِ بی‌روح، ثابت کنم که هنوز، قلبِ من، با تمامِ ویرانی‌هایش، می‌تپد.
من، در میانه‌یِ این درد، تو را پیدا کرده‌ام. و در میانه‌یِ تو، خود را گم کرده‌ام. و این، باشکوه‌ترین درمانِ جهان است.


امضا: رَهآ
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • ❤ 4
  • 🌚 1
More from @midnight_post
  1. Oct 16, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۲ برای: دخترکی سرگشته و حیران در میان اِبهام‌. این نامه، کمی…
  3. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۰ برای: دخترکی سرگشته و حیران در میان اِبهام‌. این نامه، کمی…
  4. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۸ برای: روزهای مبادا این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام…
  5. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۳۱ برای: از یک دوست درود بر شما من چند تا رمان‌میگم چند تاشون…
  6. Oct 16, 2026تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۲۶ برای: 💌 نامه‌ای به تو که شاید هیچ‌وقت نبینمت… سلام به تویی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →