تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۴۹
برای: هوریا
عزیز مهربان بلاتکلیف غمگین مهربان دل رنجور من سلام
شاید من چند سطری خوندم و چیزی مینویسم ک شاااااید واقعیتی برای توست!
این بلاتکلیفیت و بین زمین بودنو و آسمان بودنت
بابت قلب مهربانیست ک سزاوار عشق است!
باور دارم عشق عاشق را جسور میکند!
میدونی؟ تو سزاوار این هستی ک کسی به تو اعتراف کنه تورو نگه داره برات جوری جورچین بچینه ک نهایتا تورو کنار خودش نگه داره! جسارت و شجاعت اینو داشته باشه !
یک متنی بود میگفت کسیو انتخاب کنید ک قرارباشه دوتایی برید جنگ برای هم دیگه! میدونی میدونم سخته اما به خودت نگا کنی متوجه میشی چه نیازهایی داری و اگه باز به طرف مقابل نگا کنی متوجه میشی ک آیا تلاشی داشته؟
گاهی وقتا قلب ما نمیخواد باور کنه چیزی ک واقعیته و مغز میتونه با استدلال به واقعیت دست پیدا کنه
باز هم نمیدونم این صحبت ها چقدر درست و مفید باشه! اما امیدوارم دلت با حست با مغزت کنار هم دریک جهت باشن اونجا ارامش تجلی پیدا میکنه
امضا: قلب افسرده
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1331
84
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۳۳ برای: هاشم این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام شبتون بخیر. چرا حالتون خوب نیست از نظر جسمی و روحی؟ مشکلی پیش اومده؟ امیدوارم بهتر بشین زود زود.منم خوب نیستم راستش. امروز فهمیدم که اصلا سرما نخوردم و این حساسیته اصلا. نمیدونم…
- 👍 1