تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۸
برای: اهالی سلول هشت
اهالی محترم سلول
سلام
حالتون چطوره؟!
خوبین؟
به گذر زمان دقت کردید؟!
انگار همین چند روز قبل بود که هم راستا شدیم و به موازات هم قرار گرفتیم، نخستین عکس هارو ثبت کردیم و باهم آشنا شدیم.
پازل سرنوشت در این بخش از زندگی، ما رو کنار هم قرار داده بود، تا از یک ارتباط ساده و رهگذرانه به یک ارتباط عمیق تبدیل کند.
در اوایل تجربه ی یک زندگی جمعی برای همه ی ما خوشایند بود، کم کم به تبدیل به عادت شد و رفته رفته باعث دلزدگی ...
ادامه دادیم؛
ماه ها و سال ها گذشت، خاطره ها ساختیم و در تاریخ به یادگار گذاشتیم:
ورزش های اولیه، پارتی های نیمه شب، تفریح و جنگل های نامنظم، والیبال معلولین و شرط هایی که گاهی وصول نمیشد 😂
به هر حال گذشت،
اکنون که داریم به پایان این مسیر نزدیک میشویم، امیدوارم در خاطر تان از خوشی های این مسیر به جا بماند و ناخوشی ها کم رنگ شوند و اوقات خوبی برایتان بوده باشد و بهترین نحو ممکن به پایان برسد.❤️
امضا: تامی شلبی
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
امضا: تامی شلبی
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1330
126
- ❤ 1
- 👍 1
- 😢 1
- 🕊 1
- 🌚 1
- 💔 1