زیستن در آستانه مرگ
من در زندگی چندین بار جراحیهای سخت داشتهام؛ از آن جراحیهایی که بعدشان چند قدمیِ آستانهٔ مرگ ایستادهای. یکبار هم تجربهای داشتم که هنوز نمیدانم دقیقاً چه بود؛ لحظهای که انگار از جهانِ آشنای خودم بیرون افتادم و چیزی را تجربه کردم که ذهنم هیچ درکی از آن ندارد.
هفتهای که هیچ جراحیای در کار نبود. بدنم سالم بود، اما از نظر روانی آنقدر سخت گذشت که دوباره همان حس قدیمیِ رسیدن به آستانهٔ مرگ را شناختم؛ همان خستگیِ عجیبی که دیگر فقط خستگی نیست، انگار چیزی در درون آدم تمام شده باشد و بدن هنوز، از روی عادت، ادامه بدهد.
از این هفته گذشتم. اما عبورکردن همیشه به معنای خوبشدن نیست. گاهی فقط یعنی هنوز سقوط نکردهای.
و من هنوز اینجا هستم؛ فقط واقعاً خستهام. خیلی خسته.
#سعید_نشتارودی
@MeAutograph
Post #3042
365
- 💔 21
- ❤ 4
- 😢 1
- 🤝 1