TGViewer
نوشتن به مثابه زيستن نوشتن به مثابه زيستن @meautograph · 1.99K subscribers
Post #3035 742
نوشتن به مثابه زيستن چرا بعضی خاطرات را نباید ثبت کرد؟ شاید یکی از عجیب‌ترین نشانه‌های زمانهٔ ما این باشد که انسان امروز فقط از فراموش شدن نمی‌ترسد؛ از بی‌ثبت ماندن هم می‌ترسد. انگار چیزی که تصویری از آن باقی نمانده، جایی ذخیره نشده و کسی از وجودش باخبر نشده است، به اندازهٔ…
شروع بخش دوم



انسان برای زنده ماندن فقط به ارتباط نیاز ندارد؛ به خلوت هم نیاز دارد. همان‌طور که هر خانه‌ای اتاق‌هایی دارد که برای مهمان نیستند، هر انسانی نیز باید بخش‌هایی از وجودش را فقط برای خودش نگه دارد. جایی که در آن مجبور نباشد توضیح دهد، ثابت کند یا تصویری از خود ارائه کند. دنیای بیرون همیشه از ما می‌خواهد خودمان را تعریف کنیم؛ بگوییم چه کسی هستیم، چه دوست داریم، چه تجربه کرده‌ایم و چه چیزی برایمان مهم است. اما شاید بخشی از انسانیت ما دقیقاً در چیزهایی باقی می‌ماند که قابل ارائه نیستند.

خطر بزرگ زمانی آغاز می‌شود که نگاه دیگری جای نگاه خودمان را بگیرد. وقتی دیگر یک لحظه را به خاطر خود آن لحظه تجربه نمی‌کنیم، بلکه به خاطر تصویری که از آن ساخته خواهد شد. وقتی سفر، بیشتر از آنکه کشف جهان باشد، تبدیل به اثبات حضور ما در جهان می‌شود. وقتی کتاب خواندن، به جای تغییر دادن ما، تبدیل به نشانه‌ای برای معرفی خودمان می‌شود. وقتی حتی رنج‌هایمان نیز گاهی پیش از آنکه فهمیده شوند، تبدیل به روایت‌هایی برای دیده شدن می‌شوند. در این وضعیت، انسان کم‌کم از تجربهٔ واقعی زندگی فاصله می‌گیرد و به تماشاگر اجرای خودش تبدیل می‌شود.

شاید بلوغ انسان امروز این نباشد که کمتر از زندگی‌اش بگوید یا چیزی را با دیگران قسمت نکند. مسئله، انتخاب کردن است. دانستن اینکه چه چیزهایی ارزش دیده شدن دارند و چه چیزهایی باید در سکوت باقی بمانند. همه‌چیز برای جهان نیست. بعضی لحظه‌ها باید فقط میان دو انسان بمانند. بعضی خاطرات باید فقط در قلب کسی زندگی کنند که آن‌ها را تجربه کرده است. بعضی زیبایی‌ها دقیقاً به این دلیل عمیق‌اند که هیچ‌کس جز ما از وجودشان خبر ندارد.

شاید عمیق‌ترین بخش زندگی انسان، همان بخشی باشد که هیچ‌گاه منتشر نمی‌شود. آن لحظه‌ای که کسی نگاه نمی‌کند، دوربینی روشن نیست، مخاطبی وجود ندارد و انسان مجبور نیست چیزی دربارهٔ خودش ثابت کند. لحظه‌ای که فقط خودش است و زندگی؛ بدون نمایش، بدون توضیح، بدون نیاز به تأیید.

و شاید بعضی خاطرات را نباید ثبت کرد، زیرا برخی چیزها وقتی به تصویر تبدیل می‌شوند، از بین نمی‌روند؛ اما دیگر همان چیزی نیستند که بودند. بعضی لحظه‌ها باید در ما بمانند، نه در دستگاه‌هایمان. باید تبدیل شوند به بخشی از نگاه ما، بخشی از شخصیت ما، بخشی از انسانی که آرام‌آرام شده‌ایم.

زیرا در نهایت، ارزشمندترین خاطرات زندگی ما همیشه آن‌هایی نیستند که می‌توانیم به دیگران نشان دهیم؛ گاهی همان‌هایی هستند که فقط خودمان می‌دانیم وجود داشته‌اند.


#سعید_نشتارودی
@MeAutograph
  • ❤ 11
  • ⚡ 1
  • ❤‍🔥 1
  • 💯 1
More from @meautograph
  1. Oct 1, 2026انسان همیشه هیولا بوده و هنوز هم هست؛ هیولایی با میلِ بلعیدن، خشم، خشونت و آزادی. اما سیست…
  2. Sep 25, 2026روبه‌روی تاریکی و خودِ انسان، برخلاف دسته‌بندی‌هایی که برایش می‌سازیم، موجود مرتب و تمیزی…
  3. Sep 25, 2026روبه‌روی تاریکی انسان از همان روزی که سرش را بلند کرد و فهمید آسمان سقف خانه‌اش نیست، با م…
  4. Sep 22, 2026آغار بخش دوم ۸. و تنهایی، کم‌کم از دشمن به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود. نه آن تنهایی رمانتی…
  5. Sep 22, 2026نوشتن به مثابه زيستن pinned «بلوغ و بزرگسالی ۱. بلوغ، شاید از همان جایی شروع می‌شود که می‌…
  6. Sep 22, 2026بلوغ و بزرگسالی ۱. بلوغ، شاید از همان جایی شروع می‌شود که می‌فهمیم جهان هیچ قولی به ما ندا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →