اشعار محمد پورمرادی
مجموعه غزل "نامه نخوان"
مجموعه غزل "این هم از حال عاشقی دیگر"
مجموعه غزل"در حوالیِ عینکِ من"
Post #243
362
تاریخ شاهد است که بعد از هزاره ای
نامت به گوش میرسد از هر مناره ای
خورشیدی و طلوع تو تکرار می شود
هر روز در تداومِ صبحِ دوباره ای
در آسمانِ کرببلای شبِ دهم
برپاست همچنان چه شبِ پُر ستاره ای
تا درکم از تجلیِ تان بیشتر شود
حرفی،نصیحتی،کمکی،راه چاره ای
بسته ست دست و بالم اگر،دستِ من که نیست
شایسته ی شکوه تو کو استعاره ای؟
دارم به نیک بختیِ حُر غبطه می خورم
آزاد کن تمامِ مرا با اشاره ای...
سر می دهند پای تو سنگین سران هنوز
در پای نیزه ای،سرِ دارالاماره ای
یوسف،بیا ببین که چه با خلق کرده است
در دستِ باد پیرهن پاره پاره ای...
ای کاش غارتی هم اگر شد به خیمه ای
آن نانجیب بگذرد از گوشواره ای...
#محمد_پورمرادی
#ماه_عاشقی
#التماس_دعا
@mastabe
نامت به گوش میرسد از هر مناره ای
خورشیدی و طلوع تو تکرار می شود
هر روز در تداومِ صبحِ دوباره ای
در آسمانِ کرببلای شبِ دهم
برپاست همچنان چه شبِ پُر ستاره ای
تا درکم از تجلیِ تان بیشتر شود
حرفی،نصیحتی،کمکی،راه چاره ای
بسته ست دست و بالم اگر،دستِ من که نیست
شایسته ی شکوه تو کو استعاره ای؟
دارم به نیک بختیِ حُر غبطه می خورم
آزاد کن تمامِ مرا با اشاره ای...
سر می دهند پای تو سنگین سران هنوز
در پای نیزه ای،سرِ دارالاماره ای
یوسف،بیا ببین که چه با خلق کرده است
در دستِ باد پیرهن پاره پاره ای...
ای کاش غارتی هم اگر شد به خیمه ای
آن نانجیب بگذرد از گوشواره ای...
#محمد_پورمرادی
#ماه_عاشقی
#التماس_دعا
@mastabe
- ❤ 6
- 👏 2






