شاعر به وجد آمد و مداح دم گرفت
روز نخست بود،دم از محتشم گرفت
با روضه ات زمین و زمان رنگِ غم گرفت
دستِ خودم نبود،اگر گریه ام گرفت..
هنگام اشک عالم و آدم رسیده بود
تقویم می گریست،محرم رسیده بود
فصل غرور بود،مفصل گریستیم
همراهِ صفحه صفحه ی مقتل گریستیم
گودال شاهد است که با تل گریستیم
ِآخر غریب بود از اول گریستیم
توفیق اشک،ارث پدر،شیر مادر است
حُبِ تو از بیان و تصور فراتر است
با طبل و سنج،پای علم سینه می زدیم
با هر قدم به یاد حرم سینه می زدیم
هم ذکر بود بر لب و هم سینه می زدیم
پیوسته دسته دسته دو دم سینه می زدیم
اربابِ بوریا به تن ای بی ریا حسین
"ای کشته ی شیوخ مقدس نما حسین"
هرکس به هر مشقت و هر زحمتی که بود
همراهِ هر عقیده و هر نیتی که بود
خود را رسانده بود به هر هییتی که بود
تا کم کند به قدر خود از غربتی که بود
بر غربتت زمین و زمان گریه می کنند
عمریست رودهای جهان گریه می کنند
تقدیرِ ما به وقتِ محرم نوشته شد
در چشم ما دو چشمه ی زمزم نوشته شد
شادیِ عاشقان تو در غم نوشته شد
اصلا "حسین،وارث آدم"نوشته شد
تا هر "شریعتی" به غمت مبتلا شود
با نهضتت تمام بشر آشنا شود
از خواب های کودکی ام زائرِ تو ام
پای پیاده،هم قدم جابر تو ام
جمع است خاطرم به تو،در خاطرِ تو ام
یادم نرفته است که من شاعر تو ام
این طبع را به مدح خودت آزموده ام
شش گوشه را ندیده مسدس سروده ام
#محمد_پورمرادی
#ماه_عاشقی
#التماس_دعا
حسین،وارث آدم اثر دکتر علی شریعتی
@mastabe