قسم به عطرِ نخستین قرار در پاییز
که پیر کرده مرا انتظار در پاییز..
تو را چگونه؟ تو را کی به خانه می آرد؟
صدای سوتِ کدامین قطار در پاییز؟
به روی پنجره نام تو را نوشتم باز
به لطف شیشه ی غرقِ بخار در پاییز..
که با خیال تو گل می کند درون دلم
شکوفه های هزاران انار در پاییز
چه ساده می رسد از راه غصه ای ناگاه
چه سخت می گذرد روزگار در پاییز
به دانه دانه ی برگی که زود می ریزد
مرا دوباره به یادت بیار در پاییز
که سرد و ساکت و زردم که خسته ی دردم
شبیه جاده ی بابل کنار در پاییز...
بیا که سلطه ی تقویم را بهم بزنی
بیا که با تو بروید بهار در پاییز..
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #369
647
- ❤ 16