غزل تازه
شادی شعار بود و کسی باورش نشد
غم ماندگار بود و کسی باورش نشد
در قلبِ خاک خورده ی پاییزِ باغچه
داغِ بهار بود و کسی باورش نشد
آیینه ی شکسته ی کنجِ اتاق خواب
غرقِ غبار بود و کسی باورش نشد
یک عمر چشم ساده ی من پشتِ پنجره
چشم انتظار بود و کسی باورش نشد
دلخون شدن سریع ترین راهِ چاره بود
حق با انار بود و کسی باورش نشد
رویای گیسوانِ تو مثل ستاره ای-
دنباله دار بود و کسی باورش نشد
عاشق به جرمِ حرف زدن در سکوتِ محض
تحت فشار بود و کسی باورش نشد
پشتِ حصارِ سنگی مازندرانِ پیر
یک شهریار بود و کسی باورش نشد...
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #237
776
- 👏 6