میرشمسالدین ادیبسلطانی مردی بود بافرهنگ، بسیار بافرهنگ. ظریف و طنّاز بود. آماده بود برای صرفِ وقت در پاسخ به هر پرسشی، زبانی و غیرزبانی، پرسنده را بشناسد یا نشناسد. بهغایت سختکوش بود، و بهنظرم وصفِ بجایی بود از خودش وقتی که در پیشگفتارِ راهنمای آمادهساختن کتاب و در پیشگفتارِ ترجمهی سنجش خرد ناب خودش را صنعتگری قرونوسطایی خواند. دوستِ فوقالعادهای بود برای دوستاناش. وارسته و درویشمسلک بود، و آدابدان و جنتلمن و جوانمرد بود. رحمة الله علیه.
از یادداشت کاوه لاجوردی، "م. ش. ا. -س: جایِ خالی دوست"
@m_stigmata