فقرات زیر، تا جایی که من میدانم، نخستین تأملات مکتوب در زبان فارسی دربارهی «هوش مصنوعی» است؛ حوزهای که حتی هماکنون نیز «بازار» داغی در فضای فلسفی ایران پیدا نکرده است. سطور زیر در سال 1365 نوشته شدهاند:
آیا اساساً بشر قادر خواهد بود ماشین اندیشنده بسازد؟ این موجود، چگونه فرانکشتاینی خواهد بود؟ البته هماکنون نیز رایانگرها [رایانهها] چنان کارهای محیرالعقولی انجام میدهند که اگر بشری آنها را انجام دهد، بیشک اعجوبهی دهر و ابَرانسان انگاشته خواهد شد. ولی ما چندان تحتتأثیر هنرنماییهای کنونی رایانگر قرار نمیگیریم، زیرا رایانگر این کارها را بر طبق برنامهای انجام میدهد که ما برای او نوشتهایم؛ با اینهمه ممکن است در آینده رایانگرهایی که برای برنامهریزی، برنامهریزی میشوند، برنامههای بهتری بنویسند از برنامههایی که به عقل ما میرسند. به اینترتیب ممکن است رایانگرها بهتدریج در حیطههایی معین، امر برنامهریزی را از چنگ ما بربایند و بهدست خود گیرند.
و اما ایراد عمدهتر به امکان وجودِ ماشین اندیشنده، جنبهی فلسفی دارد: توجه کنید:
آیا رایانگر حس مکان و حس زمان را خواهد یافت؟
آیا در خود فهم ایجاد خواهد کرد؟
آیا بهمفهوم کانتی، یا بهمفهوم آینشتاینی، دارای مفهومهای ناب فهم و مقولهها خواهد شد؟
آیا صاحب خرد خواهد گشت؟
دقیقتر بررسی کنیم: اندیشیدن بهنحوی ناگسستنی با مفهوم «من» اتومی [اتمی] و عمل خوداندریافت (فراروند «من میاندیشم») و سادهتر بگوییم، با شعور یا آگاهی مربوط است. آیا رایانگر شعور و آگاهی پیدا خواهد کرد؟
آیا رایانگر به مهمترین مینوی خرد، یا «مینوگان خرد»، یعنی به خداوند خواهد رسید؟
و آنگاه آیا بیخدا خواهد شد، نمیدانمکیش خواهد شد، یا بیآنکه بهوسیلهی ما برنامهریزی شده باشد، خودبهخود به خداوند خواهد گروید؟
البته گروش و ایمان و اعتقاد بهجای خود، ولی آیا تجربهی نوینی حاصل خواهد کرد؟
سپس، رایانگر دربارهی جهان چه خواهد اندیشید، و از جمله، آیا جانب کرانمندی جهان را خواهد گرفت یا بیکرانی آن را؟
[...]
پاسخ قطعی به این پرسشها در حال کنونی امکان ندارد. باید صبر کرد و دید. ولی نفسِ طرحشدن آنها القاکنندهی امکان هستیپذیری آنهاست. بیگمان آیندهی کتاب بههر مفهومی که گرفته شود، با امکان اقنومیساختن اندیشهی ناب عجین است.
میر شمسالدین ادیبسلطانی، راهنمای آمادهساختن کتاب، XII.
#فلسفیات
@m_stigmata