... در این سفر که بهقصدِ تسخیرکردن تمدن فرنگی در پیش داریم منزل اول ایران است نه فرنگستان. آن ایرانی که از خُردی در پاریس و یا در لندن و برلن درس بخواند و زبان فرنگی را مثل فرنگی حرف بزند، اگر از مدرسهی عالی هم بیرون بیاید نظیر یکی از چند ملیون مرد و زنی است که در فرنگستان معلم ابتدایی و طبیبِ سرگذر و شاگردمهندساند و کسی نیست که بتواند باری از دوش ما بردارد؛ بهاین علتِ واضح که چنین شخصی نه در کارِ فرنگ استاد مجرّب است و نه در کار ایران نیمهاستاد. [...] ایران و اسلام را از هیچ فکری و عقیدهای نباید ترسی باشد. مملکتی که از فکرِ نو گریزان است نیمهجان است و دینی که از علم و تحقیق بهراسد باطل است. باید کتب بزرگ معتبر در هر باب و از هرجا و هرکس که باشد همه را خواند و آنچه را که لازم است ترجمه و تفسیر کرد. باید فقیهِ ازعالمبیخبر را علم و معرفت آموخت و فُکلی را به راهِ راست آورد.
سید فخرالدین شادمان، تسخیر تمدن فرنگی، ۱۳۲۷
#ایرانیات
@m_stigmata