صد سال پس از مولانا، پایان
کمال خجندی، اواخر قرن هشتم
در ادامه این خطّ تاریخی، اینجا به غزل عالی کمال خجندی میرسیم و اشاره ظریف او به رابطه و بلکه اینک افسانهٔ مولانا و شمس:
جهانی پر ز مقصود است، راهی روشن و پیدا / دریغا تشنهلب خواهیم مردن، بر لب دریا
مگو اصحاب دل رفتند و شهر عشق شد خالی / جهان پر شمس تبریز است، کو مردی چو مولانا
و ادامهٔ این سیر به نقل و تفسیر اشعار مولانا در دیوان شاه نعمة الله ولی و جنون المجانین سنجانی خوافی و جواهر الاسرار حسین خوارزمی خواهد رسید تا نفحات الانس جامی امّا ما پیشتر به آستانهٔ صد سال پس از مولانا رسیدهایم و مقصود حاصل است...
گرچه میکاهم چو ماه از عشقِ او / گر چه میگردم چو گردون بر قمر
بعدِ من صد سالِ دیگر این غزل / چون جمال یوسفی باشد سمر
زان که دل هرگز نپوسد زیر خاک / این ز دل گفتم نگفتم از جگر
من چو داوودم شما مرغان پاک / وین غزلها چون زبور مُستطر
...
Post #87
677