صد سال پس از مولانا، یازده
ذخیرة الملوک میر سیدعلی همدانی، حدود ۷۵۵ تا ۷۶۰ هجری
اینک سراغ میر سیدعلی همدانی (وفات ۷۸۵ هجری) بیاییم که گرچه در اصل از همدان بود امّا سالهای بلندی از عمر خود را در سفر و خصوصا در هند و کشمیر گذراند.
در مهمّترین اثر او، ذخیرة الملوک، سه بیت از یک غزل مولانا را، بدون ذکر نام گوینده، مییابیم. در باب هشتم کتاب، «در بیان فضیلت شکر و حقیقت و اقسام آن...» به مناسبتِ بحث در خصوص فضیلت و منافع علم، سخن به حیات و ممات بازمیگردد و این که بسیاری کسان مردهٔ زندهنما هستند و بسیاری هم نامهٔ این حیات ظاهری را طی کردهاند و به حیات جاودانی زندهاند:
«حضرت صمدیّت میفرماید... آن محبّان صادق و مخلصان موافق که مال و جان در راه محبّت و رضای ما درباختهاند و بساط قرب را از لوث هوا پاک ساخته و سراپردهٔ دل را از کدورت اغیار بپرداخته، به حیات جاودانی زندهاند و به نور عنایت ربّانی بر فلک سعادت تابندهاند و از تتابع ارزاق روحانی و نوال الطاف رحمانی به دوام روح و راحت مبرور و محفوظند اگرچه غافلان جاهل آن طایفه را از مقبوران مقبرهٔ موتی شمرند و به دیدهٔ اعوری در فنای بشریّت ایشان نگرند.
نظم:
به روزِ مرگ چو تابوت من روان باشد / گمان مبر که مرا میل این جهان باشد
جنازهام چو ببینی مگو دریغ دریغ / به دام دیو درافتی دریغ آن باشد
تنم به خاک سپاری مگو فراق فراق / که خاک سراپردهٔ اسرار عارفان باشد»
میبینیم که ضبط هر سه بیت اندکی متفاوت است با صورت ابیات در دیوان شمس چنان که بیت اوّل در دیوان: «درد این جهان باشد»، و بیت دوم: «مگو فراق فراق» و مصراع دوم هم متعلّق به بیتی دیگر است و بیت سوم «مرا به گور سپاری مگو فراق فراق، که گور پردهٔ جمعیّت جنان باشد.»
در یادداشت جدایی آوردهام که استاد شفیعی کدکنی در تعلیقات خود ذیل همین غزل تردید کرده اند که این غزل از مولانا باشد و آنجا آوردیم که چرا این احتمال بسیار ضعیف است، با توجه به حضور آن در هشت نسخه اساس تصحیح و خصوصا نقش آن بر ضریح چوبی مقبره مولانا همراه دیگر اشعار او و برخی ملاحظات دیگر که آنجا آمده است.
.
Post #85
441
- 👍 5
- ❤ 1