TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.6K subscribers
Post #505 1.08K
زغبه

یا تو پنداری که حرف مثنوی / چون بخوانی رایگانش بشنوی‌؟
یا کلامِ حکمت و سرِّ نهان / اندر آید زَغْبه در گوش و دهان‌؟
اندر آید لیک چون افسانه‌ها / پوست بنماید نه مغزِ دانه‌ها...

«زغبه» کلمهٔ خاصّ و غریبی است. شواهد آن در متون ادبی فارسی و حتّی عربی بسیار کم است. عموم شارحان، در کنار دو معنای خاصّ کلمه، که از آن خواهیم گفت، آن را در این بیت به معنی «سهل و آسان» دانسته‌اند. شواهدی از شروح معاصر برای مقصود ما کافی‌ست:
در شرح مرحوم شهیدی: «زَغبه: انقروی و نیكلسون، آن را «آسان»، و بعض شارحان «مفت و رایگان» معنی كرده‌اند. «زَغَب» در لغت موهاست كه در گوش رويد و زَغبَه جانورکی است چندِ موش» و افزوده‌اند: «زغبه در گوش و دهان: پنداری سخنان حكمت به رايگان در گوش می‌آيد و همچون موی‌های خردی است كه درون آن می‌رويد؟». استاد کریم زمانی البته نظر به آن جانور داشته‌اند: «زُغبَه: نوعی موشِ زمستان‌خواب که در اینجا مراد «به آسانی» و «سهولت» است زیرا موش به راحتی و چابکی به سوراخش می‌رود.»
در تکمیل قول مرحوم شهیدی بیفزاییم که نیکلسون زغبه را به easily بازگردانده است. در ترجمه فارسی شرح گولپینارلی هم «به سادگی» آمده است و در «فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی» صادق گوهرین این کلمه معنی نشده است.

می‌بینیم که پل زدن بین معنی موش و موی و «سهل و آسانی»، خالی از تکلّف نیست و بیشتر متاثّر است از فضای کلّی ابیات و خصوصا کلمه «رایگان» در بیت پیشین. شارحان در خصوص این معنی شاهد دیگری هم نیاورده‌اند.
این معنی سهولت کم کم به متن هم راه یافته است تا آنجا که در برخی نسخ متاخّر، از جمله مثنوی چاپ سنگی دارالطّبع طهران مورخ ۱۳۰۷ هـ ق، «زغبه» را به «سهل» بازگردانده‌اند: «اندر آید سهل در گوش و دهان؟»

امّا براستی معنی این کلمه و موجب استفاده آن در این بیت چه بوده است؟ توقّع نمی‌رود که مولانا همچو مثال دور از ذهنی را صرفاً برای القای معنای سهولت بکار برده باشد. پیرو آنچه پیشتر در خصوص «بسّک» هم آورده بودیم، به نظر می‌آید که این لغت در زبان شفاهی عربی، به معنایی رایج بوده است که چندان در متون ادبی منعکس نشده است. مولانا، که سال‌ها در دمشق و حلب و دیگر مناطق عرب‌زبان هم بوده گویا آن معنی را در خاطر داشته و آن را خیلی طبیعی به کار برده است. به فرض که آن معنی تا امروز هم باقی مانده باشد، احتمالا همان است که در منابع اصطلاحات عربی عامیانه یا محاوره آمده: «زغبه: الشيء القليل جدّاً» و «نقول في المثال... أعطيني زغبة خبز... أيّ شيئا قليلا».

پس زغبه، در این بافتار، به معنی بسیار کم، یا به تعبیر امروزی ما «هیچ» بوده است: «یستعمل هذا التعبير عند إرادة النفی المطلق» (رک معجم المصطلاحات العربیة العامیة)

امّا نشانی از این معنی در متون و قوامیس کهن هم باقی مانده و از جمله در اساس البلاغه زمخشری. آنجا، همچون عموم دیگر لغت‌نامه‌ها، ابتدا معنی ابتدایی کلمه را می‌آورد: «زغبه وهو ما لان وصغر من الشعر والريش أول ما ينبت وزغب الفرخ‏:‏ نبت زغبه». این معنی مویِ نازک را در ذخیره خوارزمشاهی هم ذیل توصیف سقمونیا می‌خوانیم «و سر برگ و بر اصل او همچون زغبی‌ست و زغب موی مرغ‌بچگان را گویند که از خایه برآیند بر تن ایشان باشد». پس از آن امّا به معنی مجازی‌اش اشاره می‌کند: «ومن المجاز‏:‏ ما أعطاني زغبة... أي أدنى شيء‏»، کمترین چیزی یا همان هیچ.

هر دو شاهد از فرهنگ شفاهی و ادبی همدیگر را تایید می‌کنند. چنین می‌نماید که زغبه به معنی «بسیار اندک» یا «هیچ» برگرفته از همان معنی موی نازک کُرک‌مانند است، چنان که در فارسی می‌گوییم «کمتر از موی...»، منتهی استقلال یافته و از آن معنی اوّلیه جدا شده و اینک ردّپایی کم‌رنگ از آن در زبان شفاهی و متون ادبی باقی‌ مانده است.

بازگردیم به ابیات! توجّه به این معنی و سابقه زغبه تغییری اساسی در معنی بیت نمی‌دهد منتهی وجه استفاده این کلمه در زبان مولانا روشن‌تر خواهد بود و دست کم نیازی به نقب و پل‌زدن‌های غیر ضروری و گاه متکلّفانه، با آغاز از آن معنی موی و موش نخواهد بود. پس شاید اگر، مثل آن نسخه چاپ سنگی طهران، بخواهیم زغبه را، بدون تغییر ساختار بیت، به کلمه‌ای آشنا بازگردانیم، «هیچ» کلمه مناسب‌تری‌ست:

یا تو پنداری که حرف مثنوی / چون بخوانی رایگانش بشنوی‌؟
یا کلامِ حکمت و سرِّ نهان / اندر آید «هیچ» در گوش و دهان‌؟
اندر آید لیک چون افسانه‌ها / پوست بنماید نه مغزِ دانه‌ها...

پ.ن.
همچنین مق با دو کلمه دیگر مثنوی: آب مسرّد و بسَک
.
گاه باید در آغاز یادداشت بنویسم، برای علاقمندان پرحوصله...
..
Telegram کاریز آبِ مسرّد «مولانایی که کلمهٔ فارسی «سرد» را به باب تفعیل برده و اسم مفعول ساخته: آن دیو و پری ساخته است از پی تغلیط / تا شیشه نماید به نظر آب مُسَرّد حتی از کلمهٔ «بس» (صفت به معنی کافی، فقط؛ اسم فعل: بس‌کن) در عربی فعل ساخته و گفته است: نک شبانگاه اجل نزدیک…
  • ❤ 19
  • 👍 4
More from @kariznotes
  1. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  2. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  3. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  4. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
  5. Sep 20, 2026بسامد واژگان مثنوی، در قیاس با ترجمه مثنوی در یادداشتی پیشین از این بسامد واژگان مثنوی گفت…
  6. Sep 18, 2026والس با بشیر... حال که از مستند (هنوز ندیده) نزا با دو کارگردان اسرائیلی آن گفتیم، از «وال…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →