از سابقه فسر و تفسیر...
در قرآن، سوره فرقان میخوانیم که «وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا...»
میگوید کافران، مَثَل، اینجا نکتهای در مقابله با سخن تو، نمیآورند مگر این که ما (در برابر آن) کلمه حقّ و بهترین تفسیر آن را برای تو میگوییم. این تنها نمونه کاربرد کلمه «تفسیر» و اصولا کلمهای از ریشه فسر در قرآن است و شاهد دیگری ندارد. منتهی میبینیم که گویا به شکلی «اصطلاحگونه» استفاده شده است. تفسیر، به معنی شرح و توضیح، مرتبط است با سخن حقّ (همچون آیات)، و گویا تفاسیر هم متفاوت بوده که اشاره به احسنِ تفسیر شده است.
امّا سابقه «تفسیر آیات» بلند است و من اینجا نمونهای جالب بیاورم از یک نسخه طومار قمران در تفسیر آیات کتاب حبقوق از عهد عتیق. جملات یکی یکی با عنوان تفسیر آغاز میشوند، از همین ریشه «پشر» (פְּשַׁר) که البته نه عبری که آرامی است. یعنی در همین نسخه خطی قرن اول پیش از میلاد هم وامواژه است که البته به دلایل قرابت زبان جا افتاده است. اشاره به عبارتی از کتاب خبقوق میکند و بعد میافزاید פּשׁרו אשׁר... «و تفسیرش آن که...»
اینجا هم، در بافتاری جدلی، راهنمای دادگری، «مُوره صدق» (מורה הצדק) شرح میدهد که مقصود حبقوق این است و آن نیست و «این حدیث راست را کم خوان غلط». مُوره به معنی معلّم از همان ریشه تورات (آموزه) است و موره صدق اینجا احتمالا شیخ آن طریقت کمو بیش صوفیانه یهودی در قمران بوده است. «موره صدق که خداوند به او آموخت...» (مستطیل قرمز در تصویر).
یک پدیده جالب دیگر در این نسخه (مستطیل آبی) آن است که وقتی کاتب به نام یهوه رسیده، خطّ عوض کرده و از حروف کهن عبری استفاده کرده است در مقابل این خط آرامی. سنّتگراییهای قدیمی، حتی پیش از میلاد مسیح.
امّا اگر از این قرن اول پیش از میلاد عقبتر برویم، در خود متن تورات چطور؟ آنجا معنای اوّلیه تفسیر با کلمهای نزدیک در «پتر» (פָּתַר) ظاهر میشود که معادل و مرتبط با پشر (פְּשַׁר) و فسر است امّا در معنای همچنان اوّلیه «تعبیر».
کلمه را در همان داستان یوسف در کتاب پیدایش میبینیم، هم به صورت فعلی پتر، هم اسم فاعل پُوتر و هم به صورت اسمی پیترون (פִּתְרוֹן) با پسوند اسمساز آن. این بخش که از ترجمه نادری آوردهام هم مرتبط است به حکایت آن دو کارگزار متّهم فرعون که در زندان خواب میبینند و تعبیر خواب آنها. حکایت در قرآن هم آمده و آنجا به «تاویل» بازگشته: نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ... أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ... در اینجا دیگر مسیر تفسیر و تاویل از هم جدا شده است.
و گفتند به او خواب دیدیم و تعبیرکنندهای (پُوتر) نیست آن را، گفت به ایشان نه این که تعبیرها (پیترونیم) با خداست؟
.
پ.ن.
در باب خط عبری و آرامی، رک: کتاب مقدس اورشلیم و خطوط عبری و یونانی
.
Post #496
1.18K
- ❤ 14